<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>اندکی اندیشه</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/</link>
<description>تحلیلی دگراندیشانه از معنای زندگی</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 27 Dec 2009 16:48:14 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>برای حل مشکلات ایران چه باید کرد ؟</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-101.aspx</link>
<description> 
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;&quot; align=baseline src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/8065iranisnotaproblem.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt;با&lt;FONT color=#ffffff&gt; مطالعه در كنش‌ها و واكنش‌های جامعه ایران در چهارسال اخیر، به باور من سه موضوع بنیادین قابل بررسی و موشكافی است. این موضوع‌ها عبارتند از :«رشد آگاهی ها»، «تراكم مطالبات اجتماعی و سیاسی» و «آسیب‌دیدن طبقه متوسط». به ترتیب به این سه موضوع و چگونگی ارتباط آنها با یكدیگر&lt;/FONT&gt; می‌پردازم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;FONT color=#66ffff&gt; &lt;FONT size=4&gt;1.رشد آگاهی ها&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt;جامعه ایران – چه در سطح نخبگان و چه در گستره توده وبقول معروف عوام- در حال بالا بردن دامنه وعمق آگاهی‌های مختلف خویش است؛ از اطلاعات عمومی گرفته تا آگاهی‌های سیاسی، دینی و مذهبی ،اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی. هر سال كه می‌گذرد به حجم كیفی و كمی این آگاهی‌ها افزوده می‌شود. رسانه‌های گروهی و ارتباط جمعی و امكانات نوین گردش اطلاعات از قبیل اینترنت، شبكه‌های ماهواره‌ای و امكانات تلفن‌های همراه، افزون بر رسانه‌های مكتوب مثل روزنامه ها و مجلات، بطور مستمر درحال دادوستد اخبار و اطلاعات هستند. شبكه‌های نوین ارتباطی، مرزهای دولتی و جغرافیایی را به سادگی در می‌نوردد؛ به گونه ای كه امروز هیچ قدرتی در جهان توانایی مسدود كردن گردش آزاد اطلاعات را در هیچ کجای زمین ندارد. رشد و توسعه آگاهی‌ها در دانشگاه‌ها، حوزه‌های دینی، كارخانه‌ها، اداره‌ها، بازارها، كوچه‌ها و خیابان‌های كشور، به نحو روشن و ملموس به چشم می‌خورد و قابل اندازه‌گیری است. طی چهارسال اخیر، اعمال پاره‌ای محدودیت‌ها، عزم مردم به ویژه جوانان – یعنی اكثریت ملت ایران را- در راه به دست آوردن آگاهی‌های درست و قابل اعتماد از منابع گوناگون و متنوع اطلاع‌رسانی در داخل و خارج كشور، راسخ‌تر كرده است و از این منظر،  می توان گفت که جامعه ایران آهنگ «جامعه باز» را دارد، چرا كه دوره ایجاد تحمیلی «جامعه بسته» در ایران مدت‌ها است كه سپری شده است. همه ما صدها شاهد و مثال در مورد «باز نگاه داشتن» جامعه خود از سوی اصحاب دانش، اندیشه و هنر و هم چنین فعالان حوزه های آزادی، برابری و دموكراسی در اختیار داریم، به گونه‌ای كه ما را از ذکر جزئیات آنها در این مقاله بی‌نیاز می‌سازد. واضح است که امروزه  تحدید آزادی‌ها،  عطش كسب آگاهی‌ها را بیشتر می‌افزاید. هرچه محدودیت‌ها بیشتر، انگیختگی برای دستیابی به اطلاعات و آگاهی‌ها افزون‌تر. بنگرید به حجم غیرقابل تصور سایت‌ها و وبلاگ‌های فارسی‌زبان و شمار بی‌حدوحصر پیام‌های كوتاه كه گردش پرشتاب و خیره‌كننده آنها به سرعت نور لبخند می‌زند!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt; وقتی شما صدها منبع در دسترس یا قابل دستیابی به اخبار و اطلاعات دارید، اگر مثلا  من با صدها ترفند، متوسل به جعل، تحریف، قلب، جرح، تعدیل، ممیزی، جانبداری و یكسو‌نگری بشوم، در واقع خود را منزوی كرده و دست خود را برای شما رو كرده‌ام. وقتی شما به رسانه من بی‌اعتماد شدید، عطای آن را به لقایش خواهید بخشید. بنابراین، جامعه ی تشنه آگاهی، از پای نمی‌نشیند و برای آن كه راه خویش را درست انتخاب كند، نیازمند اطلاعات دقیق تر  و موثق تر می شود. این جامعه در می‌یابد كه دسترسی به اطلاعات، یك «حق» است كه باید از آن برخوردار شود و نه یك « امتیاز » كه اربابان قدرت به رعایای خویش ارزانی دارند. این خبری امیدبخش وشورانگیز است كه جامعه جوان 70 میلیونی ایران، به رغم موانع و محدودیت ها، با برخورداری از هوش سرشار و كسب مهارت، هر روز به گستره و ارتفاع آگاهی‌های خویش در عرصه‌های گوناگون می‌افزاید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;FONT color=#66ffff size=4&gt;2. تراكم مطالبات اجتماعی و سیاسی&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt;تنوع و گسترش اطلاعات از یكسو و آگاهی‌های عرضه شده توسط مراكز علمی و پژوهشی از سوی دیگر، به شكل‌گیری منطقی درخواست‌ها و مطالبات اجتماعی و سیاسی مدد می‌رساند. از آنجا كه طی چهار سال گذشته امكان مطرح كردن مطالبات اجتماعی و سیاسی به دلیل درهم ریختگی برخی ساختارها و ناتوانی ناشی از قانون‌گریزی و نگرش‌های غیرعلمی، با دشواری‌های زیادی روبه‌رو شده، شاهد تراكم این درخواست‌ها و بی‌پاسخ ماندن بسیاری از آنها هستیم. درست است كه تسلیم صدها هزار عریضه به دولت، ممكن است ناشی از احتیاج و استیصال مادی توده‌ها و دریافت پاكت‌های پول باشد (كه در جای خود نیازمند بررسی است)، اما این رفتار اجتماعی مردم  دو معنای مهم را تداعی می کند . نخست این كه مردم در هرحال «خواسته‌‌ها و مطالباتی» دارند كه عریضه می‌نویسند و در صف می‌ایستند تا آن را تسلیم دولتیان كنند. دوم اینكه مطالبات آنان نه به روش و شیوه دولت‌های امروزین یعنی بر مدار دانش‌ و روش نوین زمامداری  ،بلكه به سیاق دولت‌های بدوی پاسخ داده می‌شود. این واقعیت به روشنی مبین تراكم درخواست‌ها و مطالبات مردم است.البته مردم در اینجا غالبا طبقات سه وچهار جامعه هستند و نه طبقه متوسط. ممكن است افرادی از طبقه متوسط به میان طبقات پایین فرو افتاده باشند و ملتمسانه درخواست حواله‌ای برای سدجوع روزانه كرده باشند. اما طبقه متوسط علی‌الاصول رفتاری دیگر دارد و به صف صدقه‌گیرندگان وارد نمی‌شود و به دنبال ماشین‌ مقامات نمی دود. طبقه متوسط با 8 ساعت كار مفید، از اوقات فراغت برخوردار است. او در چنین اوقاتی می‌تواند ببیند، بخواند، بشنود، گفت‌وگو كند، بیندیشد، موافقت و مخالفت كند و در عرصه عمومی در چارچوب نهادهای داوطلبانه مدنی به فعالیت اجتماعی و سیاسی بپردازد. تراكم مطالبات و درخواست‌های طبقه متوسط در جامعه، بسیار معنادار و تعیین‌كننده است. طبقه متوسط، از پس آگاهی و شعور، به خود بنیادی رسیده و می‌تواند خواسته‌های خویش را به گونه‌ای منطقی مطرح كند و در پیگیری مطالبات اجتماعی و سیاسی خود، سر از پا نشناسد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt; كشورما به ویژه طی چهار سال اخیر با تراكم حجم مطالبات اجتماعی و سیاسی روبه‌رو شده است ؛مطالباتی كه از ذهن و ضمیر مردم ـ به خصوص طبقه متوسط ـ دور نگشته، اما با مشكل «مفاهمه» بین مردم و دولت روبه‌رو شده است. نتیجه چنین وضعیتی، معطل و بلاتكلیف ماندن مطالبات صنفی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی مردم، به ویژه اكثریت جوان كشور است. این پدیده را باید جدی گرفت. این پدیده، علامت خطر بزرگی است كه می‌تواند به حركت‌های افراطی و ویرانگر مبتنی بر احساسات و خواسته‌های سركوب شده بینجامد. اگر مطالبات اجتماعی و سیاسی در ساختار حكومتی به روشنی و بر پایه اولویت‌ها «صورت‌بندی» نشود و بر شالوده سیاست‌گذاری به «برنامه» تبدیل نشود و سپس جامه «عمل» به خود نپوشد، نشانگر آن است كه ساختار حكومتی در روند «مطالبات، برنامه‌ریزی، اجرا» با ناكارآمدی، مشكل مدیریت و انفعال روبه‌رو شده است. در برابر چنین بحران كارآمدی (كه بحران مشروعیت رانیز به دنبال دارد)، صدقه دادن به طبقات پایین جامعه و «گداپروری»، نه‌تنها كمكی به بحران كارآمدی نمی‌كند، بلكه به حجم تراكم خواسته‌ها و مطالبات ملی می‌افزاید و نارضایتی عمومی را تشدید می‌كند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;FONT color=#66ffff size=4&gt;3. آسیب دیدن طبقه متوسط&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt;طبقه متوسط در جهان امروز سنگ بنای جامعه توسعه‌گرا و روبه‌پیشرفت است. طبقه متوسط گرانیگاه سرمایه اجتماعی و اصلی‌ترین نیروی تامین‌كننده نیازهای فكری و علمی جامعه ی رو‌به‌توسعه است. اگر دولتی گمان كند كه با ضربه وارد كردن به پیكر طبقه متوسط، می‌تواند منبع اصلی امكانات و قدرت جامعه را به عنوان «عامل مزاحم» كنار بزند و با فراغ بال با تكیه بر طبقات پایین، كشور را اداره كند، باید بداند كه سخت در اشتباه است. قصه درافتادن با طبقه متوسط، قصه آن متوهم بی‌خردی است كه بر سر شاخ نشسته بود و بُن آن را می‌برید. آنكه طبقه متوسط را كنار می‌زند، در واقع خود را كنار زده است. آنكه در تقویت و گسترش كیفی و كمی طبقه متوسط می‌كوشد، به قدرت و شوكت ملك و ملت می‌افزاید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt; اندكی مطالعه در جامعه ایران طی سال‌های اخیر نشان می‌دهد كه طبقه متوسط در جنبه‌های مختلف با تنگناها و دشواری‌های جدی مواجه شده است. رشد روزافزون اقتصاد دولتی در عرصه‌های تولید، تجارت و خدمات، متورم شدن بیش از پیش بوروکراسی دولتی و محدودشدن فعالیت‌های بخش خصوصی در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی و همچنین تحدید فعالیت های اجتماعی و سیاسی طبقه متوسط در قلمروی سازمان‌های غیردولتی و نهادهای جامعه مدنی، به تضعیف طبقه متوسط انجامیده است. اكنون طبقه متوسط در ایران دوران سختی را می‌گذراند. شماری از افراد طبقه متوسط، به علت تنگناهای معیشتی به طبقات پایین‌جامعه رانده شده‌اند. مهاجرت مداوم طبقات پایین از روستاها و شهرهای كوچك به كلان‌شهرها، پیكره ی هماهنگ و متوازن طبقه متوسط شهری را دستخوش شكاف‌ها و آشفتگی‌های خسارت‌بار كرده است. به سخن دیگر، جامعه ایران كه می‌رفت در هیات طبقه متوسط و از رهگذر فعالیت احزاب، سازمان‌ها و نهادهای مدنی (غیردولتی) به تدریج در« عرصه عمومی» حلقه واسطی میان مردم و حكومت باشد، اكنون بیش از گذشته به شكل «توده‌‌وار» درآمده است. با تضعیف طبقه متوسط و بی‌اثر یا كم‌اثر شدن نهادهای جامعه مدنی در عرصه عمومی، راه هموار گفت‌وگو و مفاهمه میان ملت و دولت به دست‌اندازهای درشت و ناهموار افتاده و «تك‌گویی» (Monologue) جای «گفت‌وگو» (Dialogue) را گرفته و تفاهم و مشاركت، به انقیاد و دنباله‌روی افتاده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt;به باور من، حاكمیت كنونی ایران، برای سامان دادن به وضعیت بحرانی كشور، باید به موارد سه‌گانه‌ای كه مورد بحث قرار گرفت به دقت بیندیشد و با بهره‌گیری از دانش و تجربه ی كارشناسان برجسته، سیاستی نوین را طراحی و اجرا كند یعنی: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT color=#ffffff size=3&gt;الف. گردش آزاد اطلاعات را تسهیل   کرده و تضییق و تحدید و سانسور را از سر راه آن بردارد و «بزرگراه‌های اطلاعاتی» را به روی مردم بگشاید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;ب. چرخه ی «مطالبات، برنامه‌ریزی، اجرا» را با بهره‌گیری از تجربه‌های موفق نظام‌های دموكراتیك، در رابطه میان مردم و دولت راه بیندازد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;ج. با در پیش گرفتن سیاست آزاد سازی بر مدار قانون، كوچك كردن دستگاه اجرایی دولت و حمایت از فعالیت‌های مردم در عرصه عمومی، در بازسازی، انسجام و بارآوری طبقه متوسط اهتمام ورزد و این واقعیت را بپذیرد كه طبقه متوسط كلید اصلی برون رفت از مرحله دشوار كنونی است.&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sun, 27 Dec 2009 16:48:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=101</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-101.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هرآنچه هستی بهترین باش</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;در این دنیا برای همه ما کاری هست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;کارهایی بزرگ و کارهایی کمی کوچک تر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;و آن چه وظیفه ماست چندان دور از دسترس نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt; &lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.mobin-group.com/image/reg/images/99523574957f566a9fe1144ac68b1df5f683.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;همه ما ناخدا نمی شوند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;ملوان هم می توان شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;اگر نمی توانی نهنگ باشی&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;فقط یک ماهی کوچک باش، ولی بازیگوش ترین ماهی دریاچه !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;اگر نمی توانی خورشید باشی، ستاره باش !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;در این دنیا برای همه ما کاری است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;کارهای بزرگ و کارهای کمی کوچک تر !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;و آنچه وظیفه ماست چندان دور از دسترس نیست !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#33ccff size=3&gt;فقط هر آنچه هستی بهترین باش !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 18 Dec 2009 08:55:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بعضی ها</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها شعرشان سپید است ، دلشان سیاه&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها شعرشان کهنه است، فکرشان نو&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها شعرشان نو است، فکرشان کهنه &lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به کفشان و&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt;       &lt;STRONG&gt;بعضی به کارشان&lt;/STRONG&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها اصلا قیمتی ندارند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها ارزششان به حساب بانکی  شان است&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها هم رنگ جماعت می شوند،ولی هم فکر جماعت نه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها در حسرت پول همیشه مریضند &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها نان خشک و خالی می خورند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی هاصدای ملائک  را می شنوند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی هاصدای دل خود را هم نمی شنوند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها حتی زحمت فکر کردن رابه خود نمی دهند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت عمری زجر می کشند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://j0.tagstat.com/image04/f/e53a/002T052f-kW.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها در تمام زندگی شان نقش بازی می کنند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;بعضی ها دنیایشان به اندازه یک محله است،بعضی به اندازه&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;EM&gt;     &lt;/EM&gt; یک&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;شهر،بعضی به اندازه کره زمین وبعضی  به وسعت کل &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;       هستی!&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 13 Dec 2009 20:32:04 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>پيش از اين ها فكر مي كردم خدا ..</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; src=&quot;http://www.kanoonandisheh.com/UserFiles/ir21.jpg&quot; border=1&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;خاطری  یاد  داریم ما از خدا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;خانه اي  دارد  كنار ابر ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مثل قصر پادشاه قصه ها&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;خشتي از الماس، خشتي از طلا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;پايه هاي برجش از عاج وبلور &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; بر سر تختي نشسته با غرور &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;ماه برق كوچكي از تاج او &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هر ستاره ، پولكي از تاج او &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;اطلس پيراهن او ، آسمان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;نقش روي دامن او ،كهكشان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;رعد وبرق شب ، طنين خنده اش &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;سيل وطوفان ، نعره توفنده اش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;دكمه ي پيراهن او ، آفتاب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;برق تيغ خنجر او مهتاب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هيچ كس از جاي او آگاه نيست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هيچ كس را در حضورش راه نيست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;این خدا بي رحم است و خشمگين&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; خانه اش در آسمان ، دوراز زمين &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هست  ،اما در ميان ما نیست  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مهربان وساده وزيبا نیست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;در دل او دوستي جايي ندارد  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مهرباني هيچ معنايي ندارد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هر چه مي پرسیم، ازخود ، ازخدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;از زمين ، از آسمان ،ازابرها &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;زود مي گویند :اين كار خداست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;پرس وجو از كار او كاري خطاست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هرچه مي پرسي ، جوابش آتش است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;آب اگر خوردي ، عذابش آتش است&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;تا ببندي چشم ، كورت مي كند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;تاشدي نزديك ، دورت مي كند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;كج گشودي دست ، سنگت مي كند  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;كج نهادي پاي ، لنگت مي كند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;با همين قصه، دلم مشغول بود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;خوابهايم، خواب ديو وغول بود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;خواب مي ديدم كه غرق آتشم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;در دهان اژدهاي سركشم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;دردهان اژدهاي خشمگين &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;بر سرم باران گرزآتشين&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;محو مي شد نعره هايم، بي صدا  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;در طنين خنده ي خشم خدا ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;نيت من ، درنماز و در دعا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;ترس بود و وحشت ازخشم خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هر چه مي كردم ،همه از ترس بود  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مثل از بر كردن يك درس بود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مثل تمرين حساب هندسه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مثل تنبيه مدير مدرسه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;تلخ ،مثل خنده اي بي حوصله &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;سخت ، مثل حل صدها مسئله &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مثل تكليف رياضي سخت بود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;FONT size=3&gt;مثل صرف فعل ماضي سخت بود&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt; &lt;IMG src=&quot;http://bidemajnon.files.wordpress.com/2007/09/sib.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;تا كه يك شب دست دردست پدر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;راه افتادم به قصد يك سفر  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;درميان راه ، در يك روستا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;خانه اي ديدم ، کمی نا آشنا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;زود پرسيدم : پدر، اينجا كجاست ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;گفت ، اينجا  خانه اندیشه هاست ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;خانه اندیشه ها خانه بي كينه هاست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مثل  نوري در دل آيينه ها ست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;این مکان نیست جای دشمني &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;نام او نور و نشانش روشني&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;هيچ كس با دشمن خود ، قهر نيست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;قهر او هم از نشان دوستيست...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;تازه فهميدم خدايم ،اين خداست &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;اين خدایی مهربان وآشناست  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;آن خداي پيش از اين را باد  برد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;نا م او را هم دلم از ياد برد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;آن خدا مثل خيال و خواب بود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;چون حبابي ، نقش روي آب بود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توانم بعد ازاين ، با اين خدا&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;دوست باشم ، دوست ،پاك وبي ريا  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توان با اين خدا پرواز كرد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;سفره ي دل را برايش باز كرد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توان درباره ي گل حرف زد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;صاف وساده ، مثل بلبل حرف زد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;چكه چكه مثل باران راز گفت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;با دو قطره ، صد هزاران راز گفت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توان با او صميمي حرف زد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مثل ياران قديمي حرف زد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توان تصنيفي از پرواز خواند &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;با الفباي سكوت آواز خواند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توان مثل علفها حرف زد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;با زباني بي الفبا حرف زد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توان درباره ي هر چيز گفت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;مي توان شعري خيال انگيز گفت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt; مثل اين شعر روان وآشنا :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#00ccff size=3&gt;« پيش از اين ها فكر مي كردم خدا ..&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;IMG src=&quot;http://images.stockxpert.com/pic/m/i/ic/icefront/67986_45102479.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 25 Nov 2009 21:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارباب جهان؟</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 553px; HEIGHT: 1159px&quot; height=1160 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://450.ir/upload/img/1001/1074-04-90145236i81-898770.jpg&quot; width=561 border=0&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; &lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;هر كدام از ما يكي از ۷ ميليارد نفر روي كره زمين هستيم.  كره زمين يكي از سيارات خورشيد است و خورشيد هم يكي از غبار هاي تصوير بالاست. تصوير بالا گوشه اي از كهكشان راه شيري است و كهكشان راه شيري نیز يكي از هزاران كهكشان دنياست. به نظر من خيلي خنده دار است كه بگوييم هيچ هستيم . آخر در برابر اين وسعت بزرگ  فقط  عبارت  هیچ  باید قابل ذكر باشد. همين قدر بگويم كه آن هيچ هم نيستيم. مگر آنكه... .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt; دنيا همه هيچ و كار دنيا همه هيچ    اي هيچ، براي هيچ، در هيچ، مپيچ( مگر آنکه...)&lt;/FONT&gt;   &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 20 Nov 2009 16:04:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کفرنامه</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-89.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#00ccff&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffffff size=3&gt;خدايا کفر نمي‌گويم،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffffff size=3&gt;&lt;BR&gt;پريشانم،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffffff size=3&gt;چه مي‌خواهي‌ تو از جانم؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffffff size=3&gt;&lt;BR&gt;مرا بي ‌آنکه خود خواهم اسير زندگي ‌کردي. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #000000&quot; color=#ffffff size=3&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;خداوندا! اگر روزی از عرشت به زیر آیی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;و لباس فقر بپوشی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;و برای لقمه نانی غرورت را به پای نامردان بشکنی&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زمین و آسمانت را کفر میگویی٬ نمیگویی؟&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خداوندا اگر در روز گرماگیر تابستانی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;تن خسته خویش را بر سایه دیواری&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;به خاک بسپاری &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;اندکی آنطرف تر کاخ های مرمرین بینی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خداوندا اگر با مردم آمیزی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;شتابان در پی روزی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ز پیشانی عرق ریزی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;شب آزرده و دل خسته &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;تهی دست و زبان بسته&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;بسوی خانه باز آیی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;بس کن تو ظلمت را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;تو در قرآن جاویدت هزاران وعده دادی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;تو خود گفتی که نا مردمان بهشت را نمیبینند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ولی من با دو چشم خویشتن دیدم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;که نا مردمان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ میسازند &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;بس کن تو ظلمت را&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تو خود گفتی اگر اهرمن شهوت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;بر انسان حکم فرماید تو او را با صلیب عصیانت &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;مصلوب خواهی کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ولی من با دو چشم خویشتن دیدم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;پدر با نورسته خویش گرم میگیرد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;برادر شبانگاهان مستانه از آغوش خواهر کام میگیرد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;نگاه شهوت انگیز پسر دزدانه بر اندام مادر می لرزد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;قدم ها در بستر فحشا می لغزد&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بس کن تو ظلمت را &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;تو خود سلطان تبعیضی &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;تو خود فتنه انگیزی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;اگر در روز خلقت مست نمیکردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;یکی را همچون من بدبخت یکی را بی دلیل آقا نمیکردی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;جهانی را اینچنین غوغا نمیکردی &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;هرگز این سازها شادم نمیسازد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;دگر آهم نمیگیرد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;دگر بنگ باده و تریاک آرام نمیسازد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;شب است و ماه میرقصد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;ستاره نقره می پاشد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;من اما در سکوت خلوتت آهسته میگریم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;اگر حق است زدم زیر خدایی....!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;بس کن تو ظلمت را &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خداوندا تو می گفتی زنا زشت است و من دانم که عیسی زاده طبع زنا زاد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خداوندیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;A href=&quot;http://barobach.ir/wp-content/uploads/2009/09/f_v3m_339a3571.jpg&quot;&gt;&lt;IMG title=خدا style=&quot;BORDER-TOP-WIDTH: 0px; DISPLAY: inline; BORDER-LEFT-WIDTH: 0px; BORDER-BOTTOM-WIDTH: 0px; BORDER-RIGHT-WIDTH: 0px&quot; height=220 alt=خدا src=&quot;http://barobach.ir/wp-content/uploads/2009/09/f_v3m_339a357_thumb1.jpg&quot; width=292 align=left border=0&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;بس کن تو ظلمت را&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;زین سپس با دگران عشق و صفا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خواهم کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; همچو تو یکسره من ترک وفا خواهم کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;زین سپس جای وفا چو تو جفا خواهم کرد &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;ترک سجاده و تسبیح و َردا خواهم کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;گذر از کوی تو چون باد صبا خواهم کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;هرگز این گوش من از تو سخن حق نشنید&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt; مردمان گوش به افسانهَ زاهد ندهید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;داده از پند به من پیر خرابات نوید &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;کز تو ای عهد شکن این دل دیوانه رمید&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;شِکوه زآین بدت پیش خدا خواهم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;درس حکمت همه را خواندم و دیدم به عیان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; بهر هر درد دوایی است دواها پنهان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;نسخهَ درد من این بادهَ ناب است بدان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; کز طبیبان جفا جوی نگرفتم درمان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;زخم دل را میِ ناب دوا خواهم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;من که هم می خورم و دُردی آن پادشهم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;بهتر آنست که اِمشب به همانجا بروم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;سر خود بر در خُمخانهَ آن شاه نهم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; آنقدر باده خورم تا زغم آزاد شوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;دست از دامن طناز رها خواهم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خواهم از شیخ کشی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;شهره این شهر شوم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;شیخ و ملاء و مُریدان همه را قهر شوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;بر مذاق همه شیخان دغل زهر شوم &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گر که روزی زقضا حاکم این شهر شوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;زکم و بیش و بسیار بگیرم از شیخ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;وجه اندوخته و دینار بگیرم از شیخ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;آنقدر جامه و دستار بگیرم از شیخ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;باج میخانهَ اَمرار بگیرم از شیخ&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;وقف سازم دو سه میخانهَ با نام و نشان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;وَندَر آنجا دو سه ساقی به مهروی عیان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;تا نمایند همه را واقف ز اسرار جهان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;گِرد هر چرخ به من مهلتی ای باده خواران&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;کف این میکده ها را زعبا خواهم کرد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;هر که این نظم سرود خرٌم و دلشاد بُود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;خانهَ ذوقی و گوینده اش آباد بُود &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;BR&gt;انتقادی نبود هر سخن آزاد بُود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; تا قلم در کف من تیشهَ فرهاد بُود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt;تا ابد در دل این کوه صدا خواهم کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 05 Nov 2009 16:32:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=89</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-89.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>تحقیر و استهزاء مخالفان و متفاوت‌ها</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-88.aspx</link>
<description>&lt;H5&gt; از : اکبر گنجی&lt;/H5&gt;&lt;BR&gt;&lt;/MTKEYVALUES&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;از نظر قرآن، متفاوت‌ها (مخالفان و منکران)، خفاش، فاسق، مغرض، حسود، فریب‌کار، تبهکار و... به شمار می‌آیند: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۸-۲ـ&lt;/STRONG&gt; انه لا یفلح الکافرون: &lt;BR&gt;و کافران‌ رستگار نمی‌شوند (مومنون‌، ۱۱۷). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۹-۲ـ&lt;/STRONG&gt; ان الکافرون الا فی غرور: &lt;BR&gt;کافران جز در [توهم] و فریب خوردگی نیستند (ملک، ۲۰). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۰-۲ـ&lt;/STRONG&gt; وجحدوابها واستیقنتها انفسهم ظلما و علوا فانظر کیف کان عاقبه المفسدین: &lt;BR&gt;با آنکه‌ در دل‌ به‌ آن‌ یقین‌ آورده‌ بودند، ولی‌ از روی‌ ستم‌ و برتری‌جویی‌ انکارش‌ کردند. پس‌ بنگر که‌ عاقبت‌ تبهکاران‌ چگونه‌ بود (نمل‌، ۱۴).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۱-۲ـ&lt;/STRONG&gt; ومن یرغب عن مله ابراهیم الا من سفه نفسه و لقد اصطفیناه فی الدنیا و انه فی الاخرة لمن الصالحین: &lt;BR&gt;چه کسی از کیش ابراهیم روی برمی‌تابد جز آنکه‌ خود را &lt;STRONG&gt;بی‌خرد&lt;/STRONG&gt; ساخته‌ باشد؟ ابراهیم‌ را در دنیا برگزیدیم‌ و او در آخرت‌ نیز از شایستگان‌ است (بقره‌، ۱۳۰). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;علامه‌ طباطبایی‌ در تفسیر این آیه‌ می‌نویسد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«در این‌ آیه‌ مردمی‌ که‌ ایمان‌ به‌ آیین‌ پاک و خالص‌ ابراهیم‌ یعنی‌ حقیقت‌ دین‌ اسلام‌ نمی‌آورند &lt;STRONG&gt;«سفیه‌»&lt;/STRONG&gt; شمرده‌ شده‌اند و این‌ خود می‌رساند که‌ عقل‌ انسان‌ را به‌ عبادت‌ و بندگی‌ و تسلیم‌ در مقابل‌ خدا دعوت‌ می‌کند. عقل‌ آن‌ نیست‌ که‌ انسان‌ به‌ وسیله‌ی‌ آن‌ منافع‌ زودگذر مادی‌ را تشخیص‌ می‌دهد و همه‌ چیز را فدای‌ آن‌ کند. عقل‌ آن‌ است‌ که‌ در پرتو آن‌ سعادت‌ جاویدان‌ را بتوان‌ جست‌وجو کرد و منافع‌ آنی‌ را فدای‌ منافع‌ ابدی‌ نمود&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn13&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;13&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;جوادی آملی هم در تفسیر این آیه می‌گوید؛ هرکس دین اسلام را نپذیرد، بی‌خرد است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعد هم براساس آیات و روایات می‌گوید نه تنها پیامبرگرامی اسلام از همه‌ی پیامبران بالاترند و همه‌ی پیامبران زیر پرچم ایشان هستند، بلکه:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«سبقت امیرمومنان بر پیامبران پیشین را نیز می‌توان ثابت کرد، زیرا طبق آیه‌ی شریفه مباهله، آن حضرت نفس و جان رسول اکرم است&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn14&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;14&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;پس به این ترتیب، هرکس برتری حضرت علی بر همه‌ی انبیاء را نپذیرد (غیرمسلمان‌ها و غیرشیعیان غالی)، بی‌خرد و سفیه است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۲-۲ـ&lt;/STRONG&gt; ان الذین عندالله الاسلام و مااختلف الذین اوتوا الکتاب الا من بعد ماجاء هم العلم بغیا بینهم و من یکفر بایات الله فان الله سریع الحساب: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;هر آینه‌ دین‌ در نزد خدا دین‌ اسلام‌ است‌. و اهل‌ کتاب‌ راه‌ خلاف‌ نرفتند، مگر از آن‌ پس‌ که‌ به‌ &lt;STRONG&gt;حقانیت‌ آن‌ دین‌ آگاه‌ شدند&lt;/STRONG&gt;، و نیز از روی‌ &lt;STRONG&gt;حسد&lt;/STRONG&gt; آنان‌ که‌ به‌ آیات‌ خدا کافر شوند، بدانند که‌ او به‌ زودی‌ به‌ حساب‌ها خواهد رسید (آل‌ عمران‌، ۱۹).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به گفته‌ی جوادی آملی، مخاطب این آیه، اهل کتاب هستند. یعنی به یهودیان و مسیحیان گفته می‌شود، که دین حق، «فقط اسلام است که عصاره‌اش به صورت قرآن و سنت عترت اطهار درآمده است.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«پس جز اسلام، دینی از کسی پذیرفته نمی‌شود (ومن یتبغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الاخره من الخاسرین)، خواه آن دین (غیراسلام) همه‌ی آن باطل باشد، مانند بت‌پرستی، یا باطل نسبی باشد، مانند دین اهل کتاب که پس از ظهور حضرت خاتم در حکم باطل مطلق است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;قرآن کریم درباره‌ی آنان فرمود: قاتلوا الذین لایومنون بالله ولابالیوم‌الاخر ولایحرمون ما حرم الله و رسوله و لایدینون دین الحق من الذین اوتوا الکتاب حتی یعطوا الجزیه عن یدوهم صاغرون&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn15&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;15&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;انسان‌شناسی کهن در تار و پود متن نفوذ کرده است. متنی که در دوران کهن زاده می‌شود، زبان و فرهنگ همان دوران را هم به نمایش می‌گذارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به این ترتیب، غیرمسلمان، حسود، حق‌پوش، بی‌خرد و بدتر از حیوان تلقی شده است. قرآن‌ کریم‌، مخالفان‌ و منکران (کفار) را «کر»، «لال‌»، «کور» و... می‌خواند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۳-۲ـ&lt;/STRONG&gt; صم بکم عمی فهم لا یرجعون: کرانند، لالانند، کورانند، و باز نمی‌گردند (بقره‌، ۱۸).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۴-۲ـ&lt;/STRONG&gt; وما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین و یجادل الذین کفروا بالباطل لیدحضوا به الحق واتخذوا ایاتی و ما انذروا هزوا. و من اظلم ممن ذکر بایات ربه فاعرض عنها و نسی ماقدمت یداه انا جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی اذانهم وقرا و ان تدعهم الی الهدی فلن یهتدوا اذا ابدا: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;و ما پیامبران‌ را نفرستادیم‌ جز آنکه‌ به‌ مردم‌ مژده‌ دهند یا بیم‌. و کافرانی‌ که‌ می‌خواهند به‌ نیروی‌ باطل‌، حق‌ را از میان‌ ببرند جدال‌ می‌کنند و آیات‌ و هشدارهای‌ مرا به‌ ریشخند می‌گیرند. کیست‌ ستمکارتر از آن‌ که‌ آیات‌ پروردگارش‌ را برایش‌ بخوانند و او اعراض‌ کند و کارهایی‌ را که‌ از پیش‌ مرتکب‌ شده‌ فراموش‌ کند؟ بر دل‌ ایشان‌ پرده‌ افکندیم‌ تا آیات‌ را در نیابند و گوش‌های‌شان‌ را کر ساختیم‌ که‌ اگر به‌ راه‌ هدایت‌شان‌ فراخوانی‌، هرگز راه‌ نیابند (کهف‌، ۵۶ و ۵۷). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به‌ گفته‌ی‌ علامه‌ طباطبایی‌ این‌ آیه‌: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«رسول‌ خدا (ص‌) را از ایمان‌ آوردن‌ آنان‌ مایوس‌ می‌کند، چون‌ پرده‌ در گوش‌ها و دل‌های‌شان‌ افکنده‌، و دیگر بعد از این‌ نمی‌توانند خود را به‌ سوی‌ هدایت‌ بکشانند، و دیگر نمی‌توانند درباره‌‌ی حق‌ تعقل‌ نموده‌ با هدایت‌ غیر خود و پیروی‌ و شنوایی‌ از غیر خود رشد یابند. دلیل‌ بر این‌ معنا جمله‌ی‌: (وان‌ تدعهم‌ الی‌ الهدی‌ فلن‌ یهتدوا اذا ابدا) است‌ که‌ دلالت‌ بر نفی‌ ابدی‌ اهتدای‌ ایشان‌ می‌کند&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn16&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;16&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به این ترتیب، غیرمسلمان‌ها، تا ابد از هدایت محروم هستند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۵-۲ـ&lt;/STRONG&gt; افلم یسیروا فی الارض فتکون لهم قلوب یعقلون بها او ءاذان یسمعون بها فانها لاتعمی الابصار و لکن تعمی القلوب التی فی الصدور: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;آیا در زمین‌ سیر نمی‌کنند تا صاحب‌ دل‌هایی‌ گردند که‌ بدان‌ تعقل‌ کنند و گوش‌هایی‌ که‌ بدان‌ بشنوند؟ زیرا چشم‌ها نیستند که‌ کور می‌شوند، بلکه‌ دل‌هایی‌ که‌ در سینه‌ها جای‌ دارند کور باشند (حج‌، ۴۶).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۶-۲ـ&lt;/STRONG&gt; ومنهم من یستمع الیک و جعلنا علی قلوبهم اکنه ان یفقهوه و فی ءاذانهم و قرا وان یروا کل أایه لایومنوا بها حتی اذا جاوک یجادلونک یقول الذین کفروا ان هذا الااساطیر الاولین: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بعضی‌ از آنها به‌ سخن‌ تو گوش‌ می‌دهند ولی‌ ما بر قلب‌های‌شان پرده‌ها افکنده‌ایم‌ تا آن‌ را درنیابند و گوش‌های‌شان‌ را سنگین‌ کرده‌ایم‌ و هر معجزه‌ای‌ را که‌ بنگرند بدان‌ ایمان‌ نمی‌آورند و چون‌ نزد تو آیند، با تو به‌ مجادله‌ پردازند. کافران‌ می‌گویند که‌ اینها چیزی‌ جز اساطیر پیشینیان‌ نیست (انعام‌، ۲۵). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۷-۲ـ&lt;/STRONG&gt; والذین کفروا اعمالهم کسراب بقیعه یحسبه الظمان ماء حتی اذاجاء ه لم یجده شیئا و وجدالله عنده فوفئه حسابه والله سریع الحساب. او کظلمات فی بحر لجی یغشه موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج یده لم یکد یرئها و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;اعمال‌ کافران‌ چون‌ سرابی‌ است‌ در بیابانی‌ تشنه‌، آبش‌ پندارد و چون‌ بدان‌ نزدیک شود هیچ‌ نیابد و خدا را نزد خود یابد که‌ جزای‌ او را به‌ تمام‌ بدهد و خدا زود به‌ حساب‌ها رسد. یا همانند تاریکی‌هایی‌ است‌ در دریایی‌ ژرف‌ که‌ موجش‌ فرو پوشد و بر فراز آن‌ موجی‌ دیگر و بر فرازش‌ ابری‌ است‌ تیره‌، تاریکی‌هایی‌ بر فراز یکدیگر، آن‌ سان‌ که‌ اگر دست‌ خود بیرون‌ آرد آن‌ را نتواند دید. و آن‌ خدا راهش‌ را به‌ هیچ‌ نوری‌ روشن‌ نکرده‌ باشد، هیچ‌ نوری‌ فرا راه‌ خویش‌ نیابد (نور، ۴۰ـ ۳۹). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۸-۲ـ&lt;/STRONG&gt; مثل الذین اتخذوا من دون الله اولیاء کمثل العنکبوت اتخذت بیتا وان اوهن البیوت لبیت العنکبوت لوکانوا یعلمون: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;مَثَل‌ آنان‌ که‌ سوای‌ خدا را اولیا گرفتند، مَثَل‌ &lt;STRONG&gt;عنکبوت&lt;/STRONG&gt;‌ است‌ که‌ خانه‌ای‌ بساخت‌ و کاش‌ می‌دانستند که‌ هر آینه‌ سست‌ترین‌ خانه‌ها خانه‌ &lt;STRONG&gt;عنکبوت&lt;/STRONG&gt;‌ است‌ (عنکبوت‌، ۴۱). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۱۹-۲-&lt;/STRONG&gt; قرآن‌ کریم‌ درباره‌ بلعم‌ باعور می‌گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;واتل علیهم نبا الذی ء اتیناه ء ایاتنا فانسلخ منها فاتبعه الشیطان فکان من الغاوین. ولو شئنا لرفعناه بها و لکنه اخلد الی الارض و اتبع هوئه فمثله کمثل الکلب ان تحمل علیه یلهث اوتترکه یلهث ذلک مثل القوم الذین کذبوا باتنا فاقصص القصص لعلهم یتفکرون: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;خبر آن‌ مرد را برایشان‌ بخوان‌ که‌ آیات‌ خویش‌ را به‌ او اعطا کرده‌ بودیم‌ و او از آن‌ علم‌ عاری‌ گشت‌ و شیطان‌ در پی‌اش‌ افتاد و در زمره‌ی گمراهان‌ درآمد. اگر خواسته‌ بودیم‌ به‌ سبب‌ آن‌ علم‌ که‌ به‌ او داده‌ بودیم‌ رفعتش‌ می‌بخشیدیم‌، ولی‌ او در زمین‌ بماند و از پی‌ هوای‌ خویش‌ رفت‌. مَثَلِ او چون‌ مَثَلِ آن‌ &lt;STRONG&gt;سگ&lt;/STRONG&gt;‌ است‌ که‌ اگر به‌ او حمله‌ کنی‌ زبان‌ از دهان‌ بیرون‌ آرد و اگر رهایش‌ کنی‌ باز هم‌ زبان‌ از دهان‌ بیرون‌ آرد &lt;STRONG&gt;مثل آنان‌ که‌ آیات‌ را دروغ‌ انگاشتند نیز چنین‌ است&lt;/STRONG&gt;‌. قصه‌ را بگوی‌، شاید به‌ اندیشه‌ فرو روند (اعراف‌ ۱۷۶ ـ ۱۷۵). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۲۰-۲-&lt;/STRONG&gt; فما لهم عن التذکره معرضین. کانهم حمر مستنفره.فرت من قسوره: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;چه‌ شده‌ که‌ از این‌ پند اعراض‌ می‌کنند؟ گویی &lt;STRONG&gt;خرانند&lt;/STRONG&gt; رمانیده‌ که‌ از شیر می‌گریزند (مدثر ۵۱ ـ ۴۹). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۲۱-۲-&lt;/STRONG&gt; در قرآن‌ کریم‌ بر این‌ نکته‌ تاکید شده‌ است‌ که‌ منافقین‌، مومنان‌ را استهزا (تحقیر و اهانت‌) می‌کنند، لذا خداوند نیز آن‌ها را استهزا می‌کند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;واذا لقوا الذین ءامنوا قالوا ءامنا و اذا خلوا الی شیاطینهم قالوا انا معکم انما نحن مستهزون. الله یستهزی بهم و یمدهم فی طغیانهم یعمهون: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;و چون‌ با مؤمنان‌ رو به‌ رو شوند، گویند ایمان‌ آورده‌ایم‌، و چون‌ با پیشوایان‌ خویش‌ تنها شوند، گویند ما با شما هستیم‌، ما فقط‌ ریشخند می‌کنیم‌. خداوند ریشخندشان‌ می‌کند و در طغیان‌شان‌ سرگشته‌ می‌دارد (بقره‌، ۱۵ ـ ۱۴). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;آیت‌‌الله‌ جوادی‌ آملی‌ در تفسیر آیات‌ شریفه‌ می‌نویسد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«این‌ دو استهزاء متفاوت‌ است‌؛ زیرا استهزای‌ منافقان‌ اعتباری‌ و فاقد هرگونه‌ اثر واقعی‌ است‌، اما استهزای‌ خداوند تکوینی‌ است‌ (آنان‌ را سبک مغز و سبک قلب‌ می‌کند)&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn17&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;17&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«استهزای‌ منافقان‌ نسبت‌ به‌ مؤمنان‌ هیچ‌ اثر واقعی‌ و نقش‌ تکوینی‌ ندارد، بلکه‌ اعتباری‌ محض‌ است‌... اما استهزای‌ خدای‌ سبحان‌ نسبت‌ به‌ منافقان‌، تکوینی‌ و واقعی‌ است‌؛ بدین‌ معنا که‌ خداوند آنان‌ را &lt;STRONG&gt;سبک مغز و سبک قلب&lt;/STRONG&gt;‌ می‌کند&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn18&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;18&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;از این‌رو «در آیات‌ مورد بحث‌، خدای‌ سبحان‌ به‌ بخشی‌ از کیفرهای‌ منافقان‌ اشاره‌ می‌کند که‌ استهزای‌ تکوینی‌ خداوند نسبت‌ به‌ آنان‌، یکی‌ از آن‌ کیفرهاست‌، (خداوند آنان‌ را بر اثر اعمال‌ ناروای‌شان‌ به‌ استهزای‌ کیفری‌، سبک مغز و سفیه‌ می‌کند) و دیگری‌ آن‌ که‌ ایشان‌ را در سرکشی‌ و کور باطنی‌ خودشان‌ رها می‌سازد&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn19&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;19&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;۲۲-۲-&lt;/STRONG&gt; در سوره‌ مائده‌ مومنان‌ از دوستی‌ با کفار و اهل‌ کتابی‌ که‌ دین‌ را استهزا می‌کنند، نهی‌ شده‌اند. آن‌گاه‌ قرآن‌ کریم‌ مؤمنان‌ را با کفار و اهل‌ کتاب‌ مقایسه‌ کرده‌، و به‌ تلافی‌ ریشخندشان‌، آنان‌ را خوک و میمون‌ خوانده‌ (گردانیده‌) است‌:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;یا ایها الذین ءامنوا لاتتخذوا دینکم هزوا ولعبا من الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و الکفار اولیاء واتقوا الله ان کنتم مومنین. و اذاانادیتم الی الصلوه اتخذوها هزوا و لعبا ذلک بانهم قوم لایعقلون. قل یا اهل الکتاب هل تنقمون منا الا ان ءامنا بالله و ما انزل الینا و ما انزل من قبل و ان اکثرهم فاسقون. قل هل انبئکم بشر من ذلک مثوبه عندالله من لعنه الله و غضب علیه و جعل منهم القرده و الخنازیر و عبد الطاغوت اولئک شر مکانا و اضل عن سواء السبیل: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;ای‌ مؤمنان‌ کسانی‌ را که‌ دین‌ شما را به‌ ریشخند و بازیچه‌ می‌گیرند، چه‌ از کسانی‌ که‌ پیش‌ از شما بدیشان‌ کتاب‌ داده‌ شد، و چه‌ کافران‌، دوست‌ نگیرید. و اگر[به‌ راستی] مؤمنید از خداوند پروا کنید. و چون‌ بانگ‌ نماز در دهید، آن‌ را به‌ ریشخند و بازیچه‌ می‌گیرند، این‌ از آن‌ است‌ که‌ قومی‌ &lt;STRONG&gt;نابخرد&lt;/STRONG&gt; هستند. بگو ای‌ اهل‌ کتاب‌ آیا جز به‌ خاطر اینکه‌ به‌ خدا و آنچه‌ بر ما و پیش‌ از ما نازل‌ شده‌ است‌، ایمان‌ داریم‌ با ما ستیزه‌ دارید؟ و آیا جز به‌ خاطر آن‌ است‌ که‌ اغلب‌ شما نافرمانید؟ بگو آیا از کسانی‌ که‌ در نزد خداوند از این‌ هم‌ بد سرانجام‌ترند آگاهتان‌ کنم‌؟ [اینان‌] کسانی‌ هستند که‌ خداوند لعنت‌شان‌ کرده‌ و بر آنان‌ خشم‌ گرفته‌ و طاغوت‌ را پرستیده‌اند و [خداوند] آنان‌ را &lt;STRONG&gt;بوزینه‌ و خوک&lt;/STRONG&gt; گردانده‌ است‌، اینان‌ بد مقام‌تر و از راه راست [از همه] گم‌گشته‌ترند (مائده‌، ۶۰ ـ ۵۷). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;علامه‌ طباطبایی‌ در ذیل‌ این آیه‌ می‌نویسد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«مفسرین‌ گفته‌اند این‌ آیه‌ دستوری‌ است‌ که‌ خداوند به‌ نبی‌ خود داده‌ که‌ وی‌ کفاری‌ را که‌ دین‌ اسلام‌ را استهزا می‌کرده‌اند از راه‌ تسلیم‌ مؤاخذ ه‌ نماید، و در محاوره‌ و استدلال‌ با آنان‌ راه‌ انصاف‌ را پیش‌ گیرد تا زودتر آنان‌ را قانع‌ و یا ساکت‌ کند، و آن‌ راه‌ این‌ است‌ که‌ بگو ما تسلیم‌ گفته‌ شما شده‌ و قبول‌ می‌کنیم‌ که‌ ایمان‌ به‌ خداوند غلط‌ و شر است‌، لیکن‌ اگر بنا شود شر و غلط‌ رسوا و استهزا شود نخست‌ باید چیزی‌ را به‌ باد استهزا گرفت‌ و مسخره‌ نمود که‌ از هر شری‌ بدتر و از هر غلطی‌ غلط‌ تر است‌ و اتفاقاً آن‌ غلط تر از هر غلط،‌ راه‌ و روش‌ خود شما است‌. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;و به‌ فرضی‌ که‌ ما گمراه‌ باشیم‌ شما از ما گمراه‌ترید، برای‌ اینکه‌ لعنت‌ خداوند شامل‌ حال‌ شما است‌ و مسخ ‌شدگانی‌ به‌ &lt;STRONG&gt;میمون‌ و خوک&lt;/STRONG&gt; از ملت‌ شما و پرستندگان‌ طاغوت‌ از شمایند، این‌ همه‌ عیب‌ را در خود نادیده‌ گرفته‌ در پی‌ عیب‌ مائید؟ با اینکه‌ عیب‌ ما مومنین‌ (به‌ فرض‌ که‌ ایمان‌ به‌ خداوند عیب‌ شمرده‌ شود) در برابر معایب‌ شما بسیار ناچیز است‌... کسانی‌ را که‌ خدا لعنت‌ کرده‌ و عده‌ای‌ از آنان‌ را به‌ صورت‌ &lt;STRONG&gt;میمون‌ و خوک&lt;/STRONG&gt; مسخ‌ کرده‌ و کسانی‌ که‌ طاغوت‌ می‌پرستند بدتر و گمراه‌ترند از مؤمنین‌ به‌ خدا&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn20&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;20&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;نکته‌ی‌ غیرقابل‌ قبول‌ در تفسیر علامه‌ طباطبایی‌ آن‌ است‌ که‌ ایشان‌ مدعی‌اند که‌ اهل‌ کتاب‌ ایمان‌ به‌ خدا را به‌ ریشخند گرفته‌اند، در حالی‌که‌ اهل‌ کتاب‌ به‌ خدا ایمان‌ دارند، ولی‌ به‌ دین‌ اسلام‌ ایمان‌ ندارند. لذا محل‌ نزاع‌ ایمان‌ به‌ خدا نیست‌. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;از سوی‌ دیگر ریشخند اعتباری‌ کفار و اهل‌ کتاب‌ هیچ‌ پیامدی‌ ندارد، ولی‌ ریشخند تکوینی‌ خدا پیامد واقعی‌ عملی‌ دارد. یعنی‌ مطابق‌ تفسیر جوادی‌ آملی‌ آنها توسط‌ خدا، سبک مغز، سبک قلب‌، میمون‌ و خوک می‌شوند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به گفته‌ی وی: «خدای سبحان بارها کافران را به «چارپایان»، «حمار» و «کلب» مانند کرده است&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn21&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;21&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT size=3&gt;نتیجه &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;رویکرد اندیشه‌ی مدرن به «دیگری» و «متفاوت‌ها»، متکی بر چند اصل مهم است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;یکم)&lt;/STRONG&gt; گردن نهادن به واقعیت تفاوت &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;راولز پلورالیسم معقول را «یک ویژگی پایدار» جوامع مدرن می‌داند. وی می‌گوید: «تحت شرایط سیاسی و اجتماعی تأمین شده با حقوق و آزادی‌های پایه‌ای نهادهای آزاد، کثیری از &lt;STRONG&gt;آموزه‌های جامع متضاد و آشتی ناپذیر&lt;/STRONG&gt; – و مهم‌تر از آن معقول پدید خواهند آمد و خواهند پایید – اگر چنین کثرتی از پیش حکم‌فرما نبوده باشد... تکثر و تنوع آموزه‌های معقول دینی، فلسفی و اخلاقی که در جوامع دموکراتیک یافت می‌شوند صرفاً یک وضع تاریخی نیست که در اندک مدتی از بین برود&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn22&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;22&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;بخش مهمی از پلورالیسم معقول، اذعان به وجود آموزه‌های متضاد و آشتی‌ناپذیر (اخلاقی – متافیزیکی – دینی) در جامعه است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;راولز می‌گوید: «در جامعه‌ی دموکراتیک مدرن، شهروندان آموزه‌های جامع متفاوت و درواقع قیاس‌ناپذیر و آشتی‌ناپذیر، ولو معقولی را تأیید می‌کنند که در پرتو آن‌ها، برداشت‌های خود از امر خیر را شکل می‌دهند. این واقعیت پلورالیسم معقول است&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn23&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;23&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;دوم)&lt;/STRONG&gt; گشوده بودن نسبت به دیگری، مفاهمه‌ی با دیگری، آموختن ازدیگری و نقد دیگری (نفی اسطوره‌ی چارچوب مطابق تعبیر پوپر)&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn24&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;24&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;سوم)&lt;/STRONG&gt; امتناع از داوری قاطعانه و تحکم‌آمیز درباره‌ی دیگری، فاصله‌گیری از دیگری و طرد دیگری (دشوارهای رسیدن به حکم به تعبیر راولز)&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn25&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;25&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;STRONG&gt;چهارم)&lt;/STRONG&gt; حق انتخاب به عنوان یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آدمیان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;اما در جهان کهن (دوران ماقبل مدرن)، به نحو متفاوتی با «دیگری» و «تفاوت» برخورد می‌شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;برایان فی به خوبی چنان نگرشی را توصیف کرده است. وی می‌گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;«تفاوت‌های ارزشی شده می‌توانند متصلب شوند و به صورت «تفاوت» درآیند. آنهایی که به طرق خاصی متفاوت از ما هستند می‌توانند به سرعت تبدیل به یک «دیگری» کاملاً ناشبیه به ما شوند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;این گام گذاشتن در راه سراشیبی لغزنده‌ای است که با این شروع می‌شود که می‌گوییم &lt;STRONG&gt;«آنها مثل ما فکر نمی‌کنند»&lt;/STRONG&gt;؛ در گام بعدی می‌گوییم &lt;STRONG&gt;«آنها درد و عشق‌شان با درد و عشق ما یکی نیست»&lt;/STRONG&gt; و در گام بعدی &lt;STRONG&gt;«آنها مثل حیوان رفتار می‌کنند»&lt;/STRONG&gt; و در آخر به اینجا می‌رسد که &lt;STRONG&gt;«آنها میمون، خوک و انگل هستند.»&lt;/STRONG&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;نخستین گام به سوی نفرت، انسانیت‌زدایی از کسانی است که عجیب و غریب و ناشبیه به ما هستند، و نخستین گام به سوی انسانیت‌زدایی، پافشاری بر تفاوت‌های مطلق و آشتی‌ناپذیر است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=3&gt;به این ترتیب پافشاری بر تفاوت می‌تواند منجر به عدم تساهل و تسامح شود&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMS9wb3N0XzQyMC5odG1s&amp;b=29#fn26&quot;&gt;&lt;FONT color=#4577c2&gt;26&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پاورقی‌ها:&lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;SMALL&gt;&lt;FONT size=2&gt;۱۳- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، ج ۲، ترجمه ناصر مکارم شیرازی، انتشارات دارالعلم، ص ۱۳۵. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۱۴- جوادی آملی، &lt;STRONG&gt;تنسیم، تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد ۷، صص ۱۳۸- ۱۱۲.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۵- جوادی آملی، &lt;STRONG&gt;تنسیم، تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد ۱۳، صص ۴۳۳- ۴۳۲.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۱۶- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، ج ۱۳، ص ۴۶۲. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۱۷- آیت‌الله جوادی آملی، &lt;STRONG&gt;تنسیم، تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد دوم، مرکز نشر اسراء، ص ۲۸۲.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۱۸- پیشین، ص ۲۸۶.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۱۹- پیشین، ص ۲۹۱. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۲۰- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، ج ۶، ص ۴۱. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۲۱- آیت‌الله جوادی آملی، &lt;STRONG&gt;تنسیم، تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد ۱۳، ص ۱۲۳.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۲۲- John Rawls, Political Liberalism,(New York: Columbia University Press, 1993) P 36. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۲۳- جان راولز، &lt;STRONG&gt;عدالت به مثابه انصاف&lt;/STRONG&gt;، ترجمه عرفان ثابتی، ققنوس، ص ۱۴۸.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۲۴- کارل پوپر، &lt;STRONG&gt;اسطوره چارچوب&lt;/STRONG&gt;، ترجمه علی پایا، طرح نو.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۲۵- راولز دلایل دشواری صدور حکم درباره‌ی آموزه‌های اخلاقی – متافیزیکی و دینی و سبک‌های زندگی شهروندان را به خوبی تبیین کرده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;این دلایل به قرار زیر هستند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;الف)&lt;/STRONG&gt; شواهد – تجربی و علمی – یک مورد ممکن است متضاد و پیچیده باشد و بنابراین ارزیابی و سنجش آن‌ها دشوار باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;ب)&lt;/STRONG&gt; حتی وقتی کاملاً درباره‌ی انواع ملاحظات مربوط توافق داریم، ممکن است درباره‌ی وزن و اهمیت آن‌ها اختلاف نظر داشته باشیم و بنابراین به قضاوت‌های متفاوتی برسیم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;ج)&lt;/STRONG&gt; تمام مفاهیم ما، و نه فقط مفاهیم سیاسی و اخلاقی، تا حدی مبهم هستند. موارد دشوار هم بر این ابهام می‌افزایند. این نامعین بودن دلالت بر آن دارد که باید بر قضاوت و تفسیر (و بر قضاوت درباره‌ی تفاسیر) در دامنه‌ای (نه چندان مشخص) تکیه کنیم که ممکن است در آن اشخاص معقول با یک‌دیگر اختلاف نظر داشته باشند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;د)&lt;/STRONG&gt; شیوه‌ی ارزیابی شواهد و سنجش ارزش‌های اخلاقی و سیاسی متأثر از کل تجربه‌ی ما، یعنی کل جریان زندگی ما تاکنون، است (نمی‌توانیم بگوییم این تأثیر تا چه حد است)، و قطعاً کل تجربیات ما با دیگران متفاوت است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;پس در جامعه‌ی مدرن، با توجه به وجود مناصب و موقعیت‌های پرتعداد، تقسیم کارهای زیاد، گروه‌های اجتماعی گوناگون و غالباً تنوع نژادی آن‌ها، کل تجربیات شهروندان آن قدر با هم متفاوت است که درباره‌ی تعداد زیادی از موارد پیچیده، اگر نه اکثر آن ها، قضاوت‌های مختلفی دارند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;ه)&lt;/STRONG&gt; اغلب درباره‌ی هر دو وجه یک مساله، ملاحضات هنجاری گوناگونی وجود دارد که استحکام متفاوتی دارند و همین امر ارزیابی کلی و همه جانبه را دشوار می‌سازد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;پنجمین و آخرین واقعیت عمومی را می توان چنین بیان کرد: &lt;BR&gt;بسیاری از مهم‌ترین قضاوت‌های سیاسی ما که ارزش‌های اساسی را شامل می‌شوند آن قدر تابع شرایط هستند که احتمال بسیار ضعیفی وجود دارد که اشخاص با وجدان، دلسوز و کاملاً معقول، حتی پس از بحث آزادانه و باز، بتوانند با استفاده از قوای عقلی خود، همگی به نتیجه‌ی واحدی برسند»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;(جان راولز، &lt;STRONG&gt;عدالت به مثابه انصاف&lt;/STRONG&gt;، ترجمه عرفان ثابتی، ققنوس، صص 72-71). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;۲۶- برایان فی، &lt;STRONG&gt;فلسفه امروزین علوم اجتماعی&lt;/STRONG&gt;، ترجمه خشایار دیهیمی، طرح نو، صص ۴۱۴ - ۴۱۳.&lt;/FONT&gt;&lt;/SMALL&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 03 Nov 2009 20:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=88</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-88.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در جستجوی معنا</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-87.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cccc size=3&gt;آیا زندگی ارزش زیستن دارد یا نه ؟ این پرسش از ارزش و معنای زندگی ، به طرح یک مسئله جدی فلسفی منتهی می شود ! مسئله ای که پاسخ چندان سرراست و روشنی ندارد و همین سرراست و روشن نبودن پاسخ ، انسان را به سمت پوچی هدایت می کند !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cccc size=3&gt; اما پوچی چیست ؟ پوچی در حقیقت حاصل نوعی عدم تناسب  عمیق و فاصله میان طریقی که انسان می خواهد جریان امور جهان بر آنگونه باشد با طریقی که به واقع جریان امور در جهان بر آن مدار می چرخد است ! آلبرکامو در این رابطه می گوید : ( پوچی بطور کلی زاده مواجهه میان نیاز انسان و سکوت نامعقول جهان است ! )  و اما به راستی این خواست و تمنا و نیاز بنیادی انسان چیست  که جهان در قبال برآوردن آن خاموش و بی پاسخ مانده است ؟ کامو این خواست و نیاز اصلی انسان را تمنای « معنای زندگی » معرفی کرده است ! در حقیقت انسان اندیشمند و مسئول می خواهد که ایده  والا و متعالی تری از زندگی وجود داشته باشد که به هستی و زندگی معنای ارزشمندتری ببیخشد اما چون در بطن و واقعیت جهان این توانایی برای انسان جهت شناخت چنین معنایی وجود ندارد و یا اصولا چنین معنایی در هستی و یا خلقت بصورت هدفی والا و متعالی تعریف  نشده است لذا انسان به درکی پوچ و معنا باخته از زندگی می رسد و رسیدن به چنین درکی برای تمامی انسان ها دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و مقطع زمانی آن را ساختار شخصیتی آن انسان و اهداف کوتاه مدت او تعیین می کند و بعد از دست یافتن به این اهداف و جایگزین نشدن آن هدف با هدفی  متعالی تر  به تدریج حس پوچی به سراغ انسان می آید! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cccc size=3&gt;اما واضح است آنچه انسانها در تمامی اعصار و قرون به مانند ماده مخدره ای برای نفهمیدن و عدم درک غیرمتعالی بودن معنای زندگی برای خود تجویز کرده اند تعاریف متفاوت و گوناگونی از خدایان است ! از خدایان با قدرت ها و نقشها و جنسیت های مختلف گرفته تا خدای یکتا و توحیدی و متافیزیکی که هدف و معنای اصلی زندگی و حیات ماهیت جهان هستی منوط به ماهیت و اراده و قدرت و تاثیر گذاری اوست ! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00cccc size=3&gt;در حقیقت با ایمان بدون سوال و جواب و بدون اندیشه به خدای یکتای یا غیر یکتا  معنایی کاذب و غیر متعالی و بدون منطق برای زندگی تعریف می شود ! معنایی که از انسان سلب مسئولیت کرده و همه رویدادها و قوانین و اتفاقات را ناشی از اراده و خواست خدای خود ساخته تلقی می نماید. بدیهی است در اینگونه نگرش انسان دیگر مسئولیتی برای خود در هیچ زمینه ای قائل نیست . او فقط فرمانبردار و مطیع فرامین خدایی است که ماند خود او رفتار می کند و نیازهایی مشابه او دارد...یک روز خشمگین می شود و روز دیگر مهر بی شماری دارد...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2009 16:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=87</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-87.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هویت تاریخی دین _بخش سوم- از اکبر گنجی</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-86.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;&lt;/MTKEYVALUES&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;۴- عشق، زیباپسندی و ازدواج‌های پیامبر &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;قرآن، تصویری کاملاً انسانی از روابط پیامبر با زنان به تصویر می‌کشد. این روابط، برای گذشتگان، مسأله‌ی چندانی پدید نمی‌آورد. اما مفسران و دین‌داران در دوران مدرن، گویی با مسأله‌ی لاینحلی مواجه شده‌اند. &lt;BR&gt;سوره‌ی احزاب، آیات ۵۰ و ۵۱ و ۵۲، درخصوص «حق ویژه» پیامبر (گرفتن ۹ زن) در همسرگزینی است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;قرآن این مساله را دقیقاً روشن کرده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;... ای پیامبر، ما زنانی را که مهرشان را داده‌ای و آنان را که به عنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده‌ای و دخترعموها و دخترعمه‌ها و دختردایی‌ها و دخترخاله‌های تو را که با تو مهاجرت کرده‌اند، بر تو حلال کردیم، و نیز زن مومنی را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هر گاه پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;این &lt;STRONG&gt;حکم ویژه&lt;/STRONG&gt; توست نه دیگر مومنان. ما می‌دانیم درباره‌ی زنان‌شان و کنیزان‌شان چه حکمی‌کرده‌ایم &lt;STRONG&gt;تا برای تو مشکلی پیش نیاید&lt;/STRONG&gt;. و خداوند آمرزنده و مهربان است (احزاب، ۵۰).&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پس از ذکر حقوق ویژه‌ی پیامبر، قرآن به مساله‌ی بسیار مهمی اشاره می‌کند که انسانیت پیامبر را به نمایش می‌گذارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌فرماید: غیر از این زنان، حتی اگر از زیبایی زنی خوشت آید، مجاز به ازدواج با او نیستی. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;تأکید بر اینکه پیامبر ممکن است از زیبایی زنی خوشش آید، با توجه به اینکه اکثر مومنان معمولاً این جنبه وجودی‌شان را پنهان می‌کنند، تأکید مهمی است: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;«دیگر هیچ زنی بر تو حلال نیست... &lt;STRONG&gt;گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید&lt;/STRONG&gt;، مگر آن‌چه ملک یمینت باشد.» (احزاب، ۵۲) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مسلمان‌های بنیادگرا، سنت‌گرا و تجددگرا؛ معمولاً درباره‌ی همسران خود سخنی بر زبان جاری نمی‌سازند، چه رسد به روابط جنسی، اما قرآن درباره‌ی زنان پیامبر، از نزاع‌ها (تحریم، ۵-۱) و روابط جنسی‌شان سخن می‌گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;STRONG&gt;... از زنان خود هر که را خواهی به نوبت موخر دار و هر که را خواهی با خود نگه‌دار. &lt;/STRONG&gt;و اگر از آن‌ها که دور داشته‌ای، یکی را طلب کنی، بر تو گناهی نیست. در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آن‌چه همگی‌شان را ارزانی می‌داری، باید خشنود گردند و خدا می‌داند که در دل‌های شما چیست (احزاب،۵۱).&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;... ای پیامبر، چرا در طلب خشنودی همسرانت چیزی را که خداوند بر تو حلال گردانده است، تحریم می‌کنی؟ ... شاید اگر شما را طلاق گوید پروردگارش &lt;STRONG&gt;به جای شما زنانی بهتر از شمایش بدهد&lt;/STRONG&gt;، زنانی مسلمان، مومن و فرمان‌بردار، توبه کننده، اهل عبادت و روزه گرفتن، خواه شوهر کرده، خواه باکره (تحریم، ۱ و ۵). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طبری، میبدی و زمخشری درباره‌ی شان نزول آیه‌ی اول سوره تحریم نوشته‌اند: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;پیامبرگرامی اسلام با کنیز خود ماریه‌ی قبطیه، در خانه‌ی همسر دیگرش، حفضه بنت عمر، خلوت کرده بود. این عمل وقتی اتفاق می‌افتد که حفضه، در خانه نبوده، اما نوبت او بوده است. حفضه به پیامبر گله می‌کند و پیامبر برای رضایت او، ماریه را بر خود حرام کرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;به خوبی دیده می‌شود که نه تنها قرآن مسائل زندگی خصوصی پیامبر را نقل می‌کند، بلکه مفسران گذشته هم بدون آن‌که احساس مذمومی داشته باشند، درباره‌ی شأن نزول این آیات نوشته و مسائل خصوصی پیامبر را روایت کرده‌اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;اما، مفسران شهرنشین امروزی، که زیر سیطره‌ی مدرنیته قرار گرفته‌اند، کوشش می‌کنند یا در این خصوص سخن نگویند، یا اینکه شان نزول دیگری برای این‌گونه آیات درست کنند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;روشن است که مفسران در خصوص شأن نزول آیات اختلاف نظر داشته‌اند. اما شأن نزول‌هایی در تفاسیر پیشینیان نقل شده است که امروزیان، به دلیل سیطره‌ی ارزش‌های مدرن، نمی‌توانند آن‌ها را بپذیرند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;داستان ازدواج پیامبرگرامی اسلام و زینب هم یکی از مصادیق این حکم است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;داستان ازدواج پیامبرگرامی اسلام با زینب، از زمان وقوع آن تاکنون، هم‌چون مسأله‌ای لاینحل باقی مانده است. به گونه‌ای که آیات ۴۰-۳۶ سوره احزاب در قرآن، به تبیین و توجیه این واقعه اختصاص دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مورخ و مفسر گذشته، در زیست جهانی متفاوت از زیست جهان مدرن زندگی می‌کرد و درگیر مسائل و ارزش‌های دیگری بود. درواقع آن‌چه از نظر او طبیعی و انسانی بود، از نظر امروزیان، غیرطبیعی و غیرانسانی جلوه می‌کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طبری در توصیف این واقعه نوشته است، زینب «زیباترین زن در دوره‌ی خود بود.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;«یک روز پیامبر (ص) برای دیدن زید، به خانه‌اش رفت و در را باز کرد. وقتی زینب را با موهای باز آنجا دید که در اطاق نشسته است، سرش را برگرداند و از او پرسید زید کجا است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;زینب در پاسخ گفت که او بیرون رفته است... پیامبر چنان تحت تأثیر قرار گرفته بود که نمی‌خواست برای بار دوم به او بنگرد و درحالی که چشمانش را بسته بود گفت: خدا را می‌پرستم. خدا بزرگ است. او کسی است که به قلب‌ها و چشم‌ها فرمان می‌دهد و بیرون رفت&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn1&quot;&gt;1&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;از میان مفسران گذشته، نظر زمخشری در &lt;STRONG&gt;کشاف&lt;/STRONG&gt;، دراین خصوص از اهمیت خاصی برخوردار است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;خلاصه‌ی نظر او به این شرح است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;الف) پیامبرگرامی اسلام هم یک انسان بود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;ب) عشق، امری اختیاری نیست و دل، به اختیار مجذوب کسی نمی‌شود. معشوق زیبارو نیز، دل را با خود می‌برد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;ج) عاشق شدن، عقلاً و شرعاً قابل مذمت نیست&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;نتیجه: پیامبرگرامی اسلام، زینب را دید و عاشق او شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;آیه‌ی پنجاه و دوم سوره احزاب هم می‌تواند موید نظر کشاف باشد. وقتی آیه‌ی شریفه می‌فرماید: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;«دیگر هیچ زنی بر تو حلال نیست... &lt;STRONG&gt;گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید&lt;/STRONG&gt;، مگر آنچه ملک یمینت باشد»، این احتمال را به ذهن متبادر می‌کند که آیه‌ی شریفه، از امری که قبلاً اتفاق افتاده است (ازدواج با زینب)، پرده برمی‌دارد. ضمن اینکه، استثنای آیه – کنیزان – می‌رساند که اگر پیامبرگرامی اسلام از زیبایی کنیزان خوشش آید، می‌تواند آن‌ها را برگزیند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;این نوع تبیین حادثه، از نظر مفسر امروز، از جهات عدیده ناپذیرفتنی جلوه می‌کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;به عنوان نمونه، علامه طباطبایی به تندی نظر &lt;STRONG&gt;کشاف&lt;/STRONG&gt; را نقد و رد می‌کند: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;«از اینجا روشن می‏شود كه آنچه رسول خدا در دل پنهان می‏داشته همین حكم بوده، و معلوم می‏شود این عمل قبلا برای آن جناب واجب شده بود، نه اینكه رسول خدا آن طوری كه بعضی از مفسرین گفته‏اند عاشق زینب شده باشد، و عشق خود را پنهان كرده باشد، بلكه وجوب این عمل را پنهان می‏كرده. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;STRONG&gt;مفسرین در اثر این اشتباه به حیص و بیص افتاده و در مقام توجیه عشق رسول خدا بر آمده‏اند، كه او هم بشر بوده، و عشق هم یك حالت جبلی و فطری است، كه هیچ بشری از آن مستثنی نیست،&lt;/STRONG&gt; غافل از اینكه اولا با این توجیه نیروی تربیت الهی را از نیروی جبلت و طبیعت بشری كمتر دانسته‏اند، و حال آنكه نیروی تربیت الهی قاهر بر هر نیروی دیگر است، &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;و ثانیا در چنین فرضی دیگر معنا ندارد كه آن جناب را عتاب كند، كه چرا عشق خودت را پنهان كرده‏ای، چون معنایش این می‏شود كه تو باید عشق خود را نسبت به زن مردم اظهار می‏كردی، و چرا نكردی؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;و رسوایی این حرف از آفتاب روشن‏تر است، چون از یك فرد عادی پسندیده نیست كه دنبال ناموس مردم حرفی بزند، و به یاد آنان باشد، و برای به چنگ آوردن آنان تثبیت كند، تا چه رسد به خاتم انبیاء&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn2&quot;&gt;2&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;پیش‌فرض «عصمت حداکثری» و «ارزش‌های دوران جدید»، به طباطبایی اجازه نمی‌دهند تا تفسیر مفسر پیشین را بپذیرد. اما تفسیر طباطبایی هم مسائل دیگری پدید می‌آورد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;به عنوان مثال، خدای متشخص انسان‌واری که ده‌ها حکم حلال و حرام صادر کرده است، گرفتار چه مشکلی بود که برای مجاز کردن حکم ساده‌ی ازدواج با همسر پسر خوانده، از طریق وادار کردن پیامبر خویش به ازدواج با همسر دیگری، او را به دردسر بیندازد و مومنان را آن‌چنان مسأله‌دار کند که بعد خودش مجبور شود چندین آیه نازل، و مسأله را به نوعی توجیه نماید؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;آیا مجاز کردن ازدواج با همسر پسر خوانده، بدون ازدواج پیامبرگرامی اسلام با زینب ناممکن بود؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طباطبایی می‌گوید: این ادعای رسوایی است که گفته شود خدا پیامبر را مواخذه کرده است که چرا عشق خودت به «زن مردم» را پنهان کرده‌ای؟ باید آن را اعلام و اظهار می‌کردی. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;اما ادعای طباطبایی هم نتایج ناپذیرفتنی‌ای به دنبال دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مدعای طباطبایی این است: خدا به پیامبر فرمان داده به مردم بگوید: من به «زن مردم» هیچ احساسی ندارم، اما خداوند بر من واجب کرده است که با زنی که هیچ احساسی نسبت به او ندارم – یعنی زن مردم – ازدواج کنم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طباطبایی گمان کرده است، اگر عشق پیامبر به زینب را انکار کند، زینب دیگر «زن مردم» نیست. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;درهر صورت، پیامبرگرامی اسلام با «زن مردم» ازدواج کرده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;این مدعا که پیامبرگرامی اسلام هیچ احساسی نسبت به زینب نداشته، و خدا او را مجبور به ازدواج با زینب کرده است، مدعایی بلادلیل است که به انکار «بشریت محمد» و «هویت تاریخی دین» می‌انجامد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;دراین صورت طباطبایی مجبور خواهد شد تا برمبنای پیش‌فرض‌های ایدئولوزیک، تاریخ را نفی کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;آیه ۱۲۸ سوره‌ی نساء درباره‌ی صلح زنان با شوهران‌شان است. در زمانی که زن احساس می‌کند همسرش می‌خواهد او را طلاق دهد و به دنبال زن دیگری برود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طباطبایی در ذیل این آیه نوشته است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;STRONG&gt;«مراد از صلح و مصالحه كردن این است كه زن از بعضی حقوق زناشویی خودش صرف نظر كند تا انس و علاقه و الفت و توافق شوهر را جلب نماید و به این وسیله از طلاق و جدایی جلوگیری كند و بداند كه صلح بهتر است&lt;/STRONG&gt;[3].» &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;درخصوص شأن نزول این آیه گفته شده است، زنی چندین فرزند داشت و پا به سن گذاشته بود و شوهرش به او بی‌مهری می‌کرد و می‌خواست او را طلاق دهد تا زن جوان‌تری بگیرد. زن از شوهرش درخواست می‌کند که او را برای نگاه‌داری بچه‌ها نگه دارد و درعین حال، زن دیگر هم بگیرد و نوبت او را بیشتر از وی قرار دهد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مفسران گفته‌اند که عین همین ماجرا برای پیامبرگرامی اسلام هم رخ داده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;پیامبر می‌خواست سوده، دختر زمعه را طلاق دهد. سوده از پیامبر استدعا کرد که هم‌چنان وی را نگاه دارد و درعوض وی نوبت خود را به عایشه واگذار کند. پیامبر هم درخواست وی را پذیرفت و او، همسر پیامبر باقی ماند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;سلطان ولد، فرزند مولوی، سخنی گفته است که باب طبع امروزیان نیست، اما بیان این‌گونه سخنان از سوی دین‌داران در جهان گذشته، و پذیرش آن از سوی دین‌داران، نشان دهنده‌ی هویت تاریخی – انسانی دین و فهم مومنان از دین است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;او می‌گوید:&lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;«اختلاف شرایع از اختلاف خصائل پیامبران است، بر وفق خصلت و خوی هر پیامبری شریعتی شد. عیسی علیه السلام چون خوی او تجرید بود و میل نداشت به زنان و از آرایش و نظافت فارغ بود بر وفق خصلت او راه و دین او آن شد... چون محمد را علیه السلام خصلتش محبت به زنان و طهارت و نظافت بود دین او این شد... زیرا نبی حق مقبول و محبوب حق است، خدا خواست او را می‌خواهد...&lt;/STRONG&gt;[4].» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;سلطان ولد می‌گوید، دین موسی، دین عیسی و دین محمد، متناسب با خصلت و خوی آنان بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;اما پدر او، یعنی مولوی، گامی پیش‌تر نهاده بود. مولوی می‌گفت: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;هر پیامبری با امر بی‌صورت (خدای فراشخصی) مواجه می‌شود. بعد متناسب با شخصیت تاریخی خود، صورتی بر امر بی‌صورت می‌افکند و بدین ترتیب، دین زاده می‌شود. صورت‌ها (ادیان)، تماماً تاریخی – بشری هستند. مگر پیامبرگرامی اسلام نمی‌گفت: یکی از سه چیزی که از این دنیا دوست دارد، زنانند؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;سلطان ولد هم معتقد است که اسلام متناسب با همین خصال برساخته شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;درخصوص ازدواج پیامبرگرامی اسلام با عایشه، با توجه به تفاوت سنی بسیار زیاد پیامبر با او، در عصر حاضر، پرسش‌های بسیاری مطرح شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;عایشه هشت سال قبل از هجرت و در مکه متولد شد. درسن ۶ سالگی به عقد پیامبر در آمد و سه سال بعد در مدینه به خانه‌ی پیامبر رفت، در حالی‌که پیامبر ۵۴ سال سن داشت. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مورخین مسلمان، درباره‌ی این موضوع، روایاتی نقل کرده‌اند که توجیه آن‌ها برای مفسران و دین‌داران امروزین، بسیار دشوار است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;منابع تاریخی مسلمین دال بر این است که وقتی پیامبر این مسأله را با ابوبکر در میان نهاد، ابوبکر به ایشان گفت:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;«اما من برادر تو هستم» و پیامبر فرمود: «من و تو در دین الله و کتابش برادر هستیم، اما عایشه بر من حلال است&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn5&quot;&gt;5&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مطابق منابع برادران اهل تسنن، پیامبرگرامی اسلام به عایشه گفته بود: پیش از ازدواج با تو، دو بار تو را در رویاهایم دیدم&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn6&quot;&gt;6&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مفسران مسلمان در تفسیرهای خود این وقایع را نقل کرده‌اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;نوشتن درباره‌ی ازدواج‌های پیامبرگرامی اسلام و روابط ایشان با همسرانش، برای آن‌ها مسأله‌ای پدید نمی‌آورد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;اما سیطره‌ی ارزش‌های دوران مدرن و دستاوردهای جنبش فمینیستی، توجیه اسلام ۱ و ۲ را برای دین‌داران امروز مشکل کرده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;شاید بتوان روایتی از این مسائل عرضه داشت که حلال مسائل باشد. اما نمی‌توان تاریخ را عوض کرد و مدعی شد که مفسران گذشته هم نظری مشابه نظر ما ابراز داشته‌اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;به عنوان نمونه‌ای دیگر، فخر رازی در &lt;STRONG&gt;تفسیر کبیر&lt;/STRONG&gt; نوشته است: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;پیامبران الهی برای تشخیص وحی از القائات شیطانی به معجزه نیاز دارند که از سوی فرشتگان حامل وحی به آن‌ها نشان داده می‌شود&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn7&quot;&gt;7&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;جوادی آملی با تأسف فراوان می‌گوید: «جای تأسف است که این تفکر در کتاب‌های بعضی علمای شیعه نیز آمده و در پی برخی تفسیرهای اهل سنت» همین مدعا را تکرار کرده‌اند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;سپس او به این نمونه اشاره می‌کند:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;«وقتی در غار حراء آن حالت خاص به وجود مبارک رسول الله دست داد، ایشان نمی‌دانست که حالت نبوت و دریافت وحی است. وقتی حالت خود را با خدیجه در میان گذاشت، خدیجه نزد ورقه‌بن نوفل (مردی از اهل کتاب) رفت و وی پس از بیان نشان نبوت و علایم انبیاء گفت که آن‌چه شما از همسرت نقل می‌کنی، نشان نبوت است و خدیجه نیز پیام ورقه‌بن نوفل را برای رسول الله آورد. سپس آن حضرت مطمئن شد که به مقام نبوت رسیده است&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn8&quot;&gt;8&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;جوادی آملی که نگاهی غیرتاریخی به دین دارد، به تندی می‌گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;STRONG&gt;«دینی که حجیت و حقانیت آن به تشخیص ورقه‌بن نوفل بسته باشد، به اندازه‌ی ورقی ارزش ندارد...&lt;/STRONG&gt; وحی الهی شک بردار نیست و رسول خدا باید شبهات دیگران را رفع کند، نه اینکه خود آن حضرت شک کند و ورقه‌بن نوفل با تبیین برخی علائم، ایشان را مطمئن سازد&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn9&quot;&gt;9&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;جوادی آملی کاری به صدق و کذب منابع و اسناد تاریخی ندارد، پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک به او اجازه نمی‌دهند وقوع چنین حادثه‌ای را بپذیرد&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn10&quot;&gt;10&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;به گمان او، شک با پیامبری تعارض دارد. غافل از اینکه قرآن، نه تنها از «ناامیدی» و «شک» پیامبران خبر داده است، بلکه از اینکه آن‌ها وعده‌ی الهی را «کذب» پنداشتند، هم خبر داده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;حتی اذا استیئس الرسل و ظنوا انهم قد کذبوا جاء هم نصرنا فنجی من نشاء و لایرد باسنا عن القوم المجرمین:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;تا آنجا که چون پیامبران نومید شدند و پنداشتند که به دروغ وعده داده شده‌اند، آن‌گاه بود که نصرت ما به آنان در رسید و هرکس که خواسته بودیم نجات یافت، و عذاب ما از قوم گناه‌کار بر نمی‌گردد (یوسف ، ۱۱۰).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مفسران «ظن» و «کذب» را به مردم باز می‌گردانند، نه پیامبران، چون با تئوری بلادلیل عصمت آنان تعارض دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;قرآن درباره‌ی حضرت آدم سخن تندتری بیان کرده است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;فاکلا منها فبدت لهما سوء تهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه و عصی ءادم ربه فغوی: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;آنگاه از آن [میوه‌ی ممنوعه] خوردند و عورتهای‌شان بر آنان آشکار شد و بر آنها از برگ [درختان] بهشتی می‌چسباندند [تا پوشیده شود] و بدینسان آدم از امر پروردگارش سرپیچی کرد و گمراه شد (طه، ۱۲۱).&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot;&gt;&lt;FONT size=3&gt;&lt;FONT color=#00ccff&gt;&lt;STRONG&gt;نتیجه &lt;/STRONG&gt;&lt;BR&gt;نگاه غیرتاریخی به دین (اسلام ۱) و معرفت دینی (اسلام ۲)، پیامدهای ناپذیرفتنی بسیار دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;این پیش‌فرض و پیش‌داوری که می‌توان بیرون تاریخ و سنت ایستاد، و «متن فرا تاریخی» را از نو معنا و تفسیر کرد، پیش‌انگاشتی نادرست و ناپذیرفتنی است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;هیچ متن و حقیقت غیرتاریخی‌ای وجود ندارد. «دین» و «اسلام»، تماماً تاریخی است و هیچ تفسیر غیرتاریخی و «بیرون از سنت»‌ای هم وجود ندارد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;قائلان به کلام الله بودن قرآن فرمان می‌دهند که به متن پای‌بند و وفادار باشید. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;فرمان آن‌ها را پذیرفته و بدان التزام می‌ورزیم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن، قلب صنوبری را مدرک خوانده و گفته است که قرآن بر قلب پیامبر نازل شده است. می‌فرمایند: قلب را نفس بخوانید، مسأله حل خواهد شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن، صلب و ترائب را مرکز تولید آب جهنده (منی) خوانده است. می‌فرمایند: قلب و ترائب را نطفه‌ی مشترک بخوانید، مسأله حل خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن، خدا را تیرانداز خوانده است (انفال، ۱۷). می‌فرمایند تیراندازی را «امداد الهی» (رأی طباطبایی) بخوانید، مسأله حل خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن، خدا را «نشسته بر تخت» خوانده است (طه، ۵- زمر، ۷۵). می‌فرمایند تخت (عرش) را «مقام تدبیر عام عالم» (رأی طباطبایی) بخواند، مسأله حل خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن گفته است خدا روی تخت نشسته و تخت او روی آب است (هود، ۷). می‌فرمایند «عرشه علی الماء» را «محل ظهور سلطنت خدا» (رای طباطبایی) بخوانید، مسأله حل خواهد شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن، از دست‌های خدا حرف زده است (مائده، ۶۴ - فتح، ۱۰ - ص، ۷۵)، می‌فرمایند دست را قدرت خدا بخوانید، مسأله حل خواهد شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن از رنگ خدا سخن گفته است (بقره، ۱۳۸). می‌فرمایند رنگ را «ایمان به خدا» بخوانید، مسأله حل خواهد شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن گفته است خدا در کمین نشسته است (ان ربک لب‌المرصاد: فجر، ۱۴). می‌فرمایند مترصد بودن را صفت فعل خدا بگیرید (رای جوادی آملی)، مسأله حل خواهد شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن گفته است خدا همه‌ی موجودات زنده را از آب آفرید (نور، ۴۵- انبیأ، ۳۰). ملائکه و شیطان و اجنه هم، موجودات زنده هستند. آیا آنها هم از آب آفریده شده اند؟ می‌فرمایند آب را علم بخوانید، مسأله حل خواهد شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن از وزن کردن اعمال با ترازو در قیامت سخن گفته است (اعراف، ۸ و ۹- انبیأ، ۴۷)&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn11&quot;&gt;11&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;. می‌فرمایند ترازو را «میزان حق» (رأی طباطبایی) بخوانید، مسأله حل خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن از شهادت پوست و تمام اعضای مادی بدن در آخرت سخن گفته است. می‌فرمایند شهادت اعضای مادی بدن را «تجسم اعمال» (رأی مفسران صدرایی مشرب) بخوانید، مسأله حل خواهد شد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن به صراحت می‌گوید همه‌ی انسان‌ها به حکم قضای حتمی خدا «وارد» جهنم خواهند شد (مریم، ۷۱- انبیأ، ۹۸ و ۹۹)، می‌فرمایند آیه را مجاز بگیرید، مسأله حل خواهد شد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن گفته است ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، ولی آن‌ها از پذیرفتن آن سر باز زدند، و از آن هراسیدند (احزاب، ۷۲). مگر کوه‌ها و زمین هم مدرکند که از پذیرفتن امانت الهی خود داری کنند؟ می‌فرمایند آیه را مجاز و استعاره و تمثیل به شمار آورید، مسأله حل خواهد شد&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn12&quot;&gt;12&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گوییم قرآن از «کلام الله» سخن گفته است. می‌فرمایند کلام الله را کلام الله بخوانید. خدا واقعاً سخن گفته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌پرسیم وقتی با متنی مواجه هستیم که اساسی‌ترین باورهای آن درخصوص مبدأ و معاد، معنای دیگری برخلاف ظاهر دارند، چرا این مدعا معنای دیگری نداشته باشد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌پرسیم اگر خدا بخواهد سخن بگوید تا «کلام الله» زاده شود، چه خواهد کرد؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مگر غیراز این است که نبی سخن بگوید و سخن او، سخن خدا تلقی شود؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌فرمایند نه، خود خداوند سخنانی را دیکته کرده است و پیامبر صرفاً اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های خدا را در میان خلق توزیع کرده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌پرسیم: مگر خدا دارای دهان و حنجره و دیگر لوازم سخن‌گویی آدمیان است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گویند: «معنایی که انسان‌های عادی از کلام به یاد دارند، لفظی است که برای مفهومی وضع شده است و اشخاص با استمداد از حنجره و فضای دهان آن را ادا می‌کنند و با تلفظ چند کلمه در کنار یک‌دیگر، کلام شکل می‌گیرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;ولی خداوند از این نوع کلام پیراسته است، چنان که کارهای تکوینی او با قرارداد و اعتبار نیز سامان نمی‌یابد: لیس کمثله شیء... آن‌چه مستقیماً به خداوند نسبت داده می‌شود، از جهات مادی منزه است&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn13&quot;&gt;13&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌پرسیم: اگر خداوند مثل هیچ چیز دیگری نیست (شوری، ۱۱) ، مثل انسان‌ها هم نخواهد بود و صفات انسانی هم نخواهد داشت. اگر خداوند مثل انسان‌ها نیست و مثل آن‌ها حرف نمی‌زند، پس چرا از مفهوم «سخن گفتن» که برای حرف زدن آدمیان جعل شده است، بی‌مورد درباره‌ی خدا استفاده می‌کنید و از او «انسانی فاقد جسم» می‌سازید؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;می‌گویند: «برای روشن شدن حقیقت تکلیم الهی، نخست باید معنای «کلمه» در قرآن کریم روشن شود، زیرا تکلیم از «کلمه» گرفته شده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;قرآن کریم از حضرت عیسی و یحیی به «کلمة الله» یاد می‌کند... و فراتر از آن، سراسر نظام آفرینش را کلمات الهی می‌نامد: قل لو کان البحر مدادا لکلمت ربی لنفد البحر قبل ان تنفذ کلمت ربی. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;انظمام این آیات با یک‌دیگر نتیجه می‌دهد که &lt;STRONG&gt;«کلمة الله»، فیض وجودی است&lt;/STRONG&gt; و راه افاضه‌ی آن، تکلیم الهی است و حضرت مریم و زکریا که مستفیض این فیض هستند مستمع و مخاطب کلام الهی هستند&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn14&quot;&gt;14&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;اگر منظور مفسران فیلسوف مشرب را درست فهمیده باشیم، منظور از سخن گفتن خداوند، جعل وجود است و نه حرف زدن خدا. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طباطبایی هم در مواضعی از &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، همین موضع را تأیید کرده است. او در ذیل آیه‌ی ۱۰۹ کهف می‌نویسد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;«معلوم است که خدای تعالی تکلمش به دهان باز کردن نیست، بلکه تکلم او همان فعل اوست و افاضه‌ی وجودی است که می‌کند... و اگر قرآن فعل خدا را کلمه نامیده برای این است که فعل او بر وجود او دلالت می‌کند، از همین جا است که مسیح، کلمه خدا نامیده می‌شود، و قرآن کریم می‌فرماید: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;انما المسیح عیسی‌ابن مریم رسول الله و کلمته و نیز از اینجا روشن می‌شود که &lt;STRONG&gt;هیچ عینی از عیان خارجی و هیچ واقعه‌ای از وقایع به وجود نمی‌آید مگر آنکه از این جهت که بر ذات خدای تعالی دلالت دارد، کلمه‌ی اوست&lt;/STRONG&gt;[15].» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طباطبایی در ذیل آیه‌ی ۲۷ سوره لقمان هم می‌نویسد: &lt;BR&gt;&lt;STRONG&gt;«کلمه... در کلام خدای سبحان بر هستی اطلاق شده است،&lt;/STRONG&gt; البته هستی افاضه شده به امر او، که از آن به کلمه‌ی کن تعبیر کرده و فرموده انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون و نیز حضرت مسیح را کلمه خوانده و فرموده: و کلمته القیها الی مریم&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn16&quot;&gt;16&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;طباطبایی در ذیل آیه‌ی ۱۷۱ سوره نساء می‌نویسد:&lt;BR&gt;«کلمه دراینجا همان معنای کلمه‌ی کن یعنی کلمه خلقت و ایجاد است که این کلمه وقتی بر مریم بتول یعنی بکر و دست نخورده القا شده باردار بر عیسی روح الله گردید با اینکه اسباب عادی از قبیل ازدواج و غیره در بین نبود... و بر این حساب &lt;STRONG&gt;کلیه موجودات عالم کلمه خدایند&lt;/STRONG&gt;[17].» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;جوادی آملی برای تأیید این نظریه، به کلامی از امام علی (ع) استناد می‌کند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;او می‌گوید: «به بیان علی (ع) سخن خدا، صوت یا ندایی که با گوش شنیده شود نیست، بلکه فعل و ایجاد است:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;...لابصوت یقرع و لابنداء یسمع و انما کلامه سبحانه فعل منه (نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶، بند ۱۷)&lt;SUP class=footnote&gt;&lt;A href=&quot;http://daddythat.info/browse.php?u=Oi8vemFtYWFuZWguY29tL2lkZWEvMjAwOC8xMC9wb3N0XzQxNC5odG1s&amp;b=29#fn18&quot;&gt;18&lt;/A&gt;&lt;/SUP&gt;.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;نتیجه‌ی این بحث روشن است: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;در عالمی که همه چیز آن خدایی است، سخن گفتن پیامبر هم سخن گفتن خدا تلقی می‌شود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ccff size=3&gt;مگر چنین رویکردی، غیر از نگاه موحدانه به عالم و آدم است؟&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff6600&gt;پاورقی‌ها:&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;SMALL&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱- &lt;STRONG&gt;تاریخ طبری&lt;/STRONG&gt;، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۶۳، ج ۳، ص ۱۰۶۴. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۲- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، ج ۱۶، ص ۴۸۴. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۳- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، ج ۵، ص ۱۶۳.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۴- &lt;STRONG&gt;معارف سلطان ولد&lt;/STRONG&gt;، به کوشش نجیب مایل هروی، انتشارات مولی، ۱۳۶۷، صص ۳۱۰- ۳۰۹). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۵- &lt;STRONG&gt;صحیح بخاری&lt;/STRONG&gt;، ۱۸.۶۲. ۷&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۶- &lt;STRONG&gt;صحیح بخاری&lt;/STRONG&gt;، ۹.۸۷.۱۴۰ .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۷- &lt;STRONG&gt;التفسیر الکبیر&lt;/STRONG&gt;، مج ۴، ج ۷، ص ۱۳۹. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۸- &lt;STRONG&gt;مجمع البیان&lt;/STRONG&gt;، ج ۱۰- ۹، ص ۷۸۰ - و &lt;STRONG&gt;التفسیر الکاشف&lt;/STRONG&gt;، ج ۵، ص ۹۸. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۹- جوادی آملی ، &lt;STRONG&gt;تنسیم، تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد ۱۲، صص ۶۹۰- ۶۸۹.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۰- نصر حامد ابوزید در کتاب خود به نقل از منابع موثق همین داستان را نقل کرده است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;رجوع شود به:&lt;BR&gt;نصر ابو حامد زید، &lt;STRONG&gt;معنای متن، پژوهشی در علوم قرآن&lt;/STRONG&gt;، ترجمه مرتضی کریمی‌نیا، طرح نو، ص۱۳۹ و ص ۱۵۸.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۱- زمخشری درباره‌ی وزن کردن اعمال می‌نویسد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;«در مورد کیفیت وزن اختلاف نظر است. بعضی گفته‌اند صحیفه‌ها یا نامه‌های اعمال با ترازویی که دوکفه و یک زبانه دارد، سنجیده می‌شود، و خلایق آن را مشاهده می‌کنند و این از باب تأکید حجت و اظهار انصاف و قطع بهانه است، هم‌چنانکه ایشان را از از اعمال‌شان می‌پرسند و آنان با زبان‌های‌شان به آن اعتراف می‌کنند و دست‌های‌شان و پاهای‌شان و پوست‌های‌شان هم به آن‌ها شهادت می‌دهند... و بعضی گفته‌اند: عبارت است از داوری درست و حکم دادگرانه.» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;ابوالفتوح هم می‌گوید در این زمینه دو قول وجود دارد؛ اول آنکه وزن کردن حقیقت است. مطابق این قول «ترازویی باشد با کفه‌ها و شاهین که با آن صحایف اعمال بسنجند»، اما قول دوم، «مجاز است و کنایت از عدل و انصاف و راستی» باشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;۱۲- جوادی آملی می‌گوید: «مسلماً مقصود این نیست که واقعاً امانت معهود را خداوند بر آن‌ها عرضه کرده و آن‌ها فرو ماندند، بلکه صرفاً کنایه از این است که آن امانت به قدری وزین است که آسمان‌ها از حمل آن عاجزند و انسان از جهت سعه‌ی وجودی و تجرد روح و استعداد و توان‌مندی ویژه‌ی خود، از آسمان و زمین و کوه برتر است»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;(آیت‌الله جوادی آملی، &lt;STRONG&gt;تنسیم، تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد ۳، ص ۲۸۹). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;سعدی هم در کلیات می‌گوید:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;من آن ظلوم جهولم که اولم گفتی&lt;BR&gt;چه خواهی از ضعفا ای کریم، وز جهال&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;مرا تحمل باری چگونه دست دهد&lt;BR&gt;که آسمان و زمین برنتافتند و جبال&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;و حافظ:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;آسمان بار امانت نتوانست کشید&lt;BR&gt;قرعه‌ی کار به نام من دیوانه زدند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۳- آیت الله جوادی آملی، &lt;STRONG&gt;تنسیم،تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد دوازدهم، مرکز نشر اسرا، ص ۴۲. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۴- پیشین، ص ۴۳. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۵- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، جلد ۱۳، صص ۵۵۴- ۵۵۳.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۶- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، جلد ۱۶، صص ۳۴۸-۳۴۷. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۷- طباطبایی، &lt;STRONG&gt;المیزان&lt;/STRONG&gt;، جلد ۵، ص ۲۴۴. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#0099ff&gt;۱۸- آیت الله جوادی آملی، &lt;STRONG&gt;تنسیم، تفسیر قرآن کریم&lt;/STRONG&gt;، جلد سوم، ص ۲۸۶.&lt;/FONT&gt;&lt;/SMALL&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 19 Aug 2009 17:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=86</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-86.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>از خطای چشم تا اعتقاد به تقدس!</title>
<link>http://degarandishirani.blogfa.com/post-85.aspx</link>
<description>&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ffff size=4&gt;هر از چند گاهی می‌شنویم که مردم عکس یک روح یا مثلا مسیح یا مریم مقدس و یا این اواخر حتی عکس داروین بی‌خدا را روی یک قطعه نان ساندویچ، و یا دیوار می‌بینند و آنوقت بساطی درست می‌شود از مردمی که به آن اعتقاد می‌آورند و غیره و ذالک. بنابراین شاید بد نباشد یک نگاهی به کارهای علمی جالبی که در زمینه ایجاد خطای باصره می‌شود داشته باشیم. به تصویر زیر نگاه کنید. به نظر کمی ترسناک می‌آید؛ نه؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A title=spooky-eyes1.jpg href=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes1.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;A title=spooky-eyes1.jpg href=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes1.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=spooky-eyes1.jpg src=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes1.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ffcc size=4&gt;حالا به همان تصویر ولی در اندازه کوچکتر نگاه کنید. می‌بینید که جهت نگاه چشم‌ها عوض شده است.&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A title=spooky-eyes2.jpg href=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes2.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;A title=spooky-eyes2.jpg href=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes2.jpg&quot;&gt;&lt;IMG alt=spooky-eyes2.jpg src=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes2.jpg&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ffcc size=4&gt;حالا برای اینکه این اثر کوچک بزرگ شدن روی جهت نگاه را ببینید تصویر پایین را نگاه کنید و ببینید که کی جهت نگاه عوض می‌شود!&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN id=more-405&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;A title=spooky-eyes.gif href=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes.gif&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;A title=spooky-eyes.gif href=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes.gif&quot;&gt;&lt;IMG alt=spooky-eyes.gif src=&quot;http://avayemoj.com/wp-content/uploads/2008/11/spooky-eyes.gif&quot; width=300&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff99 size=4&gt;و اما سرٌ این قضییه در چیست؟ پارسال &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.psy.gla.ac.uk/staff/index.php?id=RJ001&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff99 size=4&gt;دکتر جنکینز&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff99 size=4&gt; در مقاله‌اش راجع به این پدیده توضیح داد که این تصویر در واقع ترکیبی از دو تصویر است.   او برای اثبات این فرضیه که مغز ما برای تعیین جهت نگاه یک شخص فقط از میزان تاریکی مردمک در مقایسه با عنیبه چشم استفاده می‌کند، این تصاویر را تولید نمود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff99 size=4&gt;کاری که جنکینز کرد این بود که او دو تصویر مشابه از زنی که در یکی به چپ نگاه می‌کند و در دیگری به راست، روی هم قرار داد ولی هریک را به دو گونه فیلتر کرد: در یکی زمینه چشم را تاریک‌تر کرد و در دیگری زمینه را روشن‌تر. حال چرا با جلو عقب کردن تصویر جهت عوض می‌شود؟ جنکینز توضیح می‌دهد که وقتی که عکس را از نزدیک می‌بینیم مردمک به زحمت دیده می‌شود ولی عنبیه براحتی دیده می‌شود و این بر این مشاهده که قسمت راست تاریکتر است فائق می‌آید و ما همچنان نگاه زن را متوجه راست (چپِ ما) می‌بینیم. ولی وقتی که تصویر دور می‌شود دیگر عنیبه و مردمک به راحتی دیده نمی‌شوند و تاریکی سمت راست غلبه می‌کند و ما نگاه تصویر را متوجه چپ (راستِ ما) می‌بینیم.  جنکینز نتیجه می‌گیرد که پس تاریکی نسبی عامل اصلی در تعیین جهت نگاه است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=&quot;Verdana, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#00ff99 size=4&gt;جنکینز به دنبال این کشف، تصاویر خطای باصره دیگری (تصویر روح) را خلق کرد که برایش جایزه دوم بهترین تصاویر با خطای باصره را به ارمغان آورد. به لینک شماره 2 از منابع این نوشته یک سری بزنید و کلی از اینگونه تصاویر را با توضیحاتشان ببینید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;منابع: &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/17972488&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;1&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt; و &lt;/FONT&gt;&lt;A href=&quot;http://www.michaelbach.de/ot/fcs_ghostlyGaze/index.html&quot; target=_blank&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;2&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Jul 2009 16:51:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=degarandishirani&amp;postid=85</comments>
<dc:creator>degarandishirani</dc:creator>
<guid>http://degarandishirani.blogfa.com/post-85.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
