|
آیا زندگی ارزش زیستن دارد یا نه ؟ این پرسش از ارزش و معنای زندگی ، به طرح یک مسئله جدی فلسفی منتهی می شود ! مسئله ای که پاسخ چندان سرراست و روشنی ندارد و همین سرراست و روشن نبودن پاسخ ، انسان را به سمت پوچی هدایت می کند ! اما پوچی چیست ؟ پوچی در حقیقت حاصل نوعی عدم تناسب عمیق و فاصله میان طریقی که انسان می خواهد جریان امور جهان بر آنگونه باشد با طریقی که به واقع جریان امور در جهان بر آن مدار می چرخد است ! آلبرکامو در این رابطه می گوید : ( پوچی بطور کلی زاده مواجهه میان نیاز انسان و سکوت نامعقول جهان است ! ) و اما به راستی این خواست و تمنا و نیاز بنیادی انسان چیست که جهان در قبال برآوردن آن خاموش و بی پاسخ مانده است ؟ کامو این خواست و نیاز اصلی انسان را تمنای « معنای زندگی » معرفی کرده است ! در حقیقت انسان اندیشمند و مسئول می خواهد که ایده والا و متعالی تری از زندگی وجود داشته باشد که به هستی و زندگی معنای ارزشمندتری ببیخشد اما چون در بطن و واقعیت جهان این توانایی برای انسان جهت شناخت چنین معنایی وجود ندارد و یا اصولا چنین معنایی در هستی و یا خلقت بصورت هدفی والا و متعالی تعریف نشده است لذا انسان به درکی پوچ و معنا باخته از زندگی می رسد و رسیدن به چنین درکی برای تمامی انسان ها دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد و مقطع زمانی آن را ساختار شخصیتی آن انسان و اهداف کوتاه مدت او تعیین می کند و بعد از دست یافتن به این اهداف و جایگزین نشدن آن هدف با هدفی متعالی تر به تدریج حس پوچی به سراغ انسان می آید! اما واضح است آنچه انسانها در تمامی اعصار و قرون به مانند ماده مخدره ای برای نفهمیدن و عدم درک غیرمتعالی بودن معنای زندگی برای خود تجویز کرده اند تعاریف متفاوت و گوناگونی از خدایان است ! از خدایان با قدرت ها و نقشها و جنسیت های مختلف گرفته تا خدای یکتا و توحیدی و متافیزیکی که هدف و معنای اصلی زندگی و حیات ماهیت جهان هستی منوط به ماهیت و اراده و قدرت و تاثیر گذاری اوست ! در حقیقت با ایمان بدون سوال و جواب و بدون اندیشه به خدای یکتای یا غیر یکتا معنایی کاذب و غیر متعالی و بدون منطق برای زندگی تعریف می شود ! معنایی که از انسان سلب مسئولیت کرده و همه رویدادها و قوانین و اتفاقات را ناشی از اراده و خواست خدای خود ساخته تلقی می نماید. بدیهی است در اینگونه نگرش انسان دیگر مسئولیتی برای خود در هیچ زمینه ای قائل نیست . او فقط فرمانبردار و مطیع فرامین خدایی است که ماند خود او رفتار می کند و نیازهایی مشابه او دارد...یک روز خشمگین می شود و روز دیگر مهر بی شماری دارد... + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مهر 1388 20:20 توسط جستجوگر |
|