تبليغاتX
اندکی اندیشه

اندکی اندیشه


۴- عشق، زیباپسندی و ازدواج‌های پیامبر

قرآن، تصویری کاملاً انسانی از روابط پیامبر با زنان به تصویر می‌کشد. این روابط، برای گذشتگان، مسأله‌ی چندانی پدید نمی‌آورد. اما مفسران و دین‌داران در دوران مدرن، گویی با مسأله‌ی لاینحلی مواجه شده‌اند.
سوره‌ی احزاب، آیات ۵۰ و ۵۱ و ۵۲، درخصوص «حق ویژه» پیامبر (گرفتن ۹ زن) در همسرگزینی است.

قرآن این مساله را دقیقاً روشن کرده است:

... ای پیامبر، ما زنانی را که مهرشان را داده‌ای و آنان را که به عنوان غنایم جنگی که خدا به تو ارزانی داشته است مالک شده‌ای و دخترعموها و دخترعمه‌ها و دختردایی‌ها و دخترخاله‌های تو را که با تو مهاجرت کرده‌اند، بر تو حلال کردیم، و نیز زن مومنی را که خود را به پیامبر بخشیده باشد، هر گاه پیامبر بخواهد او را به زنی گیرد.

این حکم ویژه توست نه دیگر مومنان. ما می‌دانیم درباره‌ی زنان‌شان و کنیزان‌شان چه حکمی‌کرده‌ایم تا برای تو مشکلی پیش نیاید. و خداوند آمرزنده و مهربان است (احزاب، ۵۰).


پس از ذکر حقوق ویژه‌ی پیامبر، قرآن به مساله‌ی بسیار مهمی اشاره می‌کند که انسانیت پیامبر را به نمایش می‌گذارد.

می‌فرماید: غیر از این زنان، حتی اگر از زیبایی زنی خوشت آید، مجاز به ازدواج با او نیستی.

تأکید بر اینکه پیامبر ممکن است از زیبایی زنی خوشش آید، با توجه به اینکه اکثر مومنان معمولاً این جنبه وجودی‌شان را پنهان می‌کنند، تأکید مهمی است:

«دیگر هیچ زنی بر تو حلال نیست... گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید، مگر آن‌چه ملک یمینت باشد.» (احزاب، ۵۲)

مسلمان‌های بنیادگرا، سنت‌گرا و تجددگرا؛ معمولاً درباره‌ی همسران خود سخنی بر زبان جاری نمی‌سازند، چه رسد به روابط جنسی، اما قرآن درباره‌ی زنان پیامبر، از نزاع‌ها (تحریم، ۵-۱) و روابط جنسی‌شان سخن می‌گوید:

... از زنان خود هر که را خواهی به نوبت موخر دار و هر که را خواهی با خود نگه‌دار. و اگر از آن‌ها که دور داشته‌ای، یکی را طلب کنی، بر تو گناهی نیست. در این گزینش و اختیار باید که شادمان باشند و غمگین نشوند و از آن‌چه همگی‌شان را ارزانی می‌داری، باید خشنود گردند و خدا می‌داند که در دل‌های شما چیست (احزاب،۵۱).

... ای پیامبر، چرا در طلب خشنودی همسرانت چیزی را که خداوند بر تو حلال گردانده است، تحریم می‌کنی؟ ... شاید اگر شما را طلاق گوید پروردگارش به جای شما زنانی بهتر از شمایش بدهد، زنانی مسلمان، مومن و فرمان‌بردار، توبه کننده، اهل عبادت و روزه گرفتن، خواه شوهر کرده، خواه باکره (تحریم، ۱ و ۵).

طبری، میبدی و زمخشری درباره‌ی شان نزول آیه‌ی اول سوره تحریم نوشته‌اند:

پیامبرگرامی اسلام با کنیز خود ماریه‌ی قبطیه، در خانه‌ی همسر دیگرش، حفضه بنت عمر، خلوت کرده بود. این عمل وقتی اتفاق می‌افتد که حفضه، در خانه نبوده، اما نوبت او بوده است. حفضه به پیامبر گله می‌کند و پیامبر برای رضایت او، ماریه را بر خود حرام کرد.

به خوبی دیده می‌شود که نه تنها قرآن مسائل زندگی خصوصی پیامبر را نقل می‌کند، بلکه مفسران گذشته هم بدون آن‌که احساس مذمومی داشته باشند، درباره‌ی شأن نزول این آیات نوشته و مسائل خصوصی پیامبر را روایت کرده‌اند.

اما، مفسران شهرنشین امروزی، که زیر سیطره‌ی مدرنیته قرار گرفته‌اند، کوشش می‌کنند یا در این خصوص سخن نگویند، یا اینکه شان نزول دیگری برای این‌گونه آیات درست کنند.

روشن است که مفسران در خصوص شأن نزول آیات اختلاف نظر داشته‌اند. اما شأن نزول‌هایی در تفاسیر پیشینیان نقل شده است که امروزیان، به دلیل سیطره‌ی ارزش‌های مدرن، نمی‌توانند آن‌ها را بپذیرند.

داستان ازدواج پیامبرگرامی اسلام و زینب هم یکی از مصادیق این حکم است.

داستان ازدواج پیامبرگرامی اسلام با زینب، از زمان وقوع آن تاکنون، هم‌چون مسأله‌ای لاینحل باقی مانده است. به گونه‌ای که آیات ۴۰-۳۶ سوره احزاب در قرآن، به تبیین و توجیه این واقعه اختصاص دارد.

مورخ و مفسر گذشته، در زیست جهانی متفاوت از زیست جهان مدرن زندگی می‌کرد و درگیر مسائل و ارزش‌های دیگری بود. درواقع آن‌چه از نظر او طبیعی و انسانی بود، از نظر امروزیان، غیرطبیعی و غیرانسانی جلوه می‌کند.

طبری در توصیف این واقعه نوشته است، زینب «زیباترین زن در دوره‌ی خود بود.»

«یک روز پیامبر (ص) برای دیدن زید، به خانه‌اش رفت و در را باز کرد. وقتی زینب را با موهای باز آنجا دید که در اطاق نشسته است، سرش را برگرداند و از او پرسید زید کجا است؟

زینب در پاسخ گفت که او بیرون رفته است... پیامبر چنان تحت تأثیر قرار گرفته بود که نمی‌خواست برای بار دوم به او بنگرد و درحالی که چشمانش را بسته بود گفت: خدا را می‌پرستم. خدا بزرگ است. او کسی است که به قلب‌ها و چشم‌ها فرمان می‌دهد و بیرون رفت1

از میان مفسران گذشته، نظر زمخشری در کشاف، دراین خصوص از اهمیت خاصی برخوردار است.

خلاصه‌ی نظر او به این شرح است:

الف) پیامبرگرامی اسلام هم یک انسان بود

ب) عشق، امری اختیاری نیست و دل، به اختیار مجذوب کسی نمی‌شود. معشوق زیبارو نیز، دل را با خود می‌برد

ج) عاشق شدن، عقلاً و شرعاً قابل مذمت نیست

نتیجه: پیامبرگرامی اسلام، زینب را دید و عاشق او شد.

آیه‌ی پنجاه و دوم سوره احزاب هم می‌تواند موید نظر کشاف باشد. وقتی آیه‌ی شریفه می‌فرماید:

«دیگر هیچ زنی بر تو حلال نیست... گرچه زیبایی آنان تو را خوش آید، مگر آنچه ملک یمینت باشد»، این احتمال را به ذهن متبادر می‌کند که آیه‌ی شریفه، از امری که قبلاً اتفاق افتاده است (ازدواج با زینب)، پرده برمی‌دارد. ضمن اینکه، استثنای آیه – کنیزان – می‌رساند که اگر پیامبرگرامی اسلام از زیبایی کنیزان خوشش آید، می‌تواند آن‌ها را برگزیند.

این نوع تبیین حادثه، از نظر مفسر امروز، از جهات عدیده ناپذیرفتنی جلوه می‌کند.

به عنوان نمونه، علامه طباطبایی به تندی نظر کشاف را نقد و رد می‌کند:

«از اینجا روشن می‏شود كه آنچه رسول خدا در دل پنهان می‏داشته همین حكم بوده، و معلوم می‏شود این عمل قبلا برای آن جناب واجب شده بود، نه اینكه رسول خدا آن طوری كه بعضی از مفسرین گفته‏اند عاشق زینب شده باشد، و عشق خود را پنهان كرده باشد، بلكه وجوب این عمل را پنهان می‏كرده.

مفسرین در اثر این اشتباه به حیص و بیص افتاده و در مقام توجیه عشق رسول خدا بر آمده‏اند، كه او هم بشر بوده، و عشق هم یك حالت جبلی و فطری است، كه هیچ بشری از آن مستثنی نیست، غافل از اینكه اولا با این توجیه نیروی تربیت الهی را از نیروی جبلت و طبیعت بشری كمتر دانسته‏اند، و حال آنكه نیروی تربیت الهی قاهر بر هر نیروی دیگر است،

و ثانیا در چنین فرضی دیگر معنا ندارد كه آن جناب را عتاب كند، كه چرا عشق خودت را پنهان كرده‏ای، چون معنایش این می‏شود كه تو باید عشق خود را نسبت به زن مردم اظهار می‏كردی، و چرا نكردی؟

و رسوایی این حرف از آفتاب روشن‏تر است، چون از یك فرد عادی پسندیده نیست كه دنبال ناموس مردم حرفی بزند، و به یاد آنان باشد، و برای به چنگ آوردن آنان تثبیت كند، تا چه رسد به خاتم انبیاء2

پیش‌فرض «عصمت حداکثری» و «ارزش‌های دوران جدید»، به طباطبایی اجازه نمی‌دهند تا تفسیر مفسر پیشین را بپذیرد. اما تفسیر طباطبایی هم مسائل دیگری پدید می‌آورد.

به عنوان مثال، خدای متشخص انسان‌واری که ده‌ها حکم حلال و حرام صادر کرده است، گرفتار چه مشکلی بود که برای مجاز کردن حکم ساده‌ی ازدواج با همسر پسر خوانده، از طریق وادار کردن پیامبر خویش به ازدواج با همسر دیگری، او را به دردسر بیندازد و مومنان را آن‌چنان مسأله‌دار کند که بعد خودش مجبور شود چندین آیه نازل، و مسأله را به نوعی توجیه نماید؟

آیا مجاز کردن ازدواج با همسر پسر خوانده، بدون ازدواج پیامبرگرامی اسلام با زینب ناممکن بود؟

طباطبایی می‌گوید: این ادعای رسوایی است که گفته شود خدا پیامبر را مواخذه کرده است که چرا عشق خودت به «زن مردم» را پنهان کرده‌ای؟ باید آن را اعلام و اظهار می‌کردی.

اما ادعای طباطبایی هم نتایج ناپذیرفتنی‌ای به دنبال دارد.

مدعای طباطبایی این است: خدا به پیامبر فرمان داده به مردم بگوید: من به «زن مردم» هیچ احساسی ندارم، اما خداوند بر من واجب کرده است که با زنی که هیچ احساسی نسبت به او ندارم – یعنی زن مردم – ازدواج کنم.

طباطبایی گمان کرده است، اگر عشق پیامبر به زینب را انکار کند، زینب دیگر «زن مردم» نیست.

درهر صورت، پیامبرگرامی اسلام با «زن مردم» ازدواج کرده است.

این مدعا که پیامبرگرامی اسلام هیچ احساسی نسبت به زینب نداشته، و خدا او را مجبور به ازدواج با زینب کرده است، مدعایی بلادلیل است که به انکار «بشریت محمد» و «هویت تاریخی دین» می‌انجامد.

دراین صورت طباطبایی مجبور خواهد شد تا برمبنای پیش‌فرض‌های ایدئولوزیک، تاریخ را نفی کند.

آیه ۱۲۸ سوره‌ی نساء درباره‌ی صلح زنان با شوهران‌شان است. در زمانی که زن احساس می‌کند همسرش می‌خواهد او را طلاق دهد و به دنبال زن دیگری برود.

طباطبایی در ذیل این آیه نوشته است:

«مراد از صلح و مصالحه كردن این است كه زن از بعضی حقوق زناشویی خودش صرف نظر كند تا انس و علاقه و الفت و توافق شوهر را جلب نماید و به این وسیله از طلاق و جدایی جلوگیری كند و بداند كه صلح بهتر است[3].»

درخصوص شأن نزول این آیه گفته شده است، زنی چندین فرزند داشت و پا به سن گذاشته بود و شوهرش به او بی‌مهری می‌کرد و می‌خواست او را طلاق دهد تا زن جوان‌تری بگیرد. زن از شوهرش درخواست می‌کند که او را برای نگاه‌داری بچه‌ها نگه دارد و درعین حال، زن دیگر هم بگیرد و نوبت او را بیشتر از وی قرار دهد.

مفسران گفته‌اند که عین همین ماجرا برای پیامبرگرامی اسلام هم رخ داده است.

پیامبر می‌خواست سوده، دختر زمعه را طلاق دهد. سوده از پیامبر استدعا کرد که هم‌چنان وی را نگاه دارد و درعوض وی نوبت خود را به عایشه واگذار کند. پیامبر هم درخواست وی را پذیرفت و او، همسر پیامبر باقی ماند.

سلطان ولد، فرزند مولوی، سخنی گفته است که باب طبع امروزیان نیست، اما بیان این‌گونه سخنان از سوی دین‌داران در جهان گذشته، و پذیرش آن از سوی دین‌داران، نشان دهنده‌ی هویت تاریخی – انسانی دین و فهم مومنان از دین است.

او می‌گوید:
«اختلاف شرایع از اختلاف خصائل پیامبران است، بر وفق خصلت و خوی هر پیامبری شریعتی شد. عیسی علیه السلام چون خوی او تجرید بود و میل نداشت به زنان و از آرایش و نظافت فارغ بود بر وفق خصلت او راه و دین او آن شد... چون محمد را علیه السلام خصلتش محبت به زنان و طهارت و نظافت بود دین او این شد... زیرا نبی حق مقبول و محبوب حق است، خدا خواست او را می‌خواهد...[4].»

سلطان ولد می‌گوید، دین موسی، دین عیسی و دین محمد، متناسب با خصلت و خوی آنان بود.

اما پدر او، یعنی مولوی، گامی پیش‌تر نهاده بود. مولوی می‌گفت:

هر پیامبری با امر بی‌صورت (خدای فراشخصی) مواجه می‌شود. بعد متناسب با شخصیت تاریخی خود، صورتی بر امر بی‌صورت می‌افکند و بدین ترتیب، دین زاده می‌شود. صورت‌ها (ادیان)، تماماً تاریخی – بشری هستند. مگر پیامبرگرامی اسلام نمی‌گفت: یکی از سه چیزی که از این دنیا دوست دارد، زنانند؟

سلطان ولد هم معتقد است که اسلام متناسب با همین خصال برساخته شده است.

درخصوص ازدواج پیامبرگرامی اسلام با عایشه، با توجه به تفاوت سنی بسیار زیاد پیامبر با او، در عصر حاضر، پرسش‌های بسیاری مطرح شده است.

عایشه هشت سال قبل از هجرت و در مکه متولد شد. درسن ۶ سالگی به عقد پیامبر در آمد و سه سال بعد در مدینه به خانه‌ی پیامبر رفت، در حالی‌که پیامبر ۵۴ سال سن داشت.

مورخین مسلمان، درباره‌ی این موضوع، روایاتی نقل کرده‌اند که توجیه آن‌ها برای مفسران و دین‌داران امروزین، بسیار دشوار است.

منابع تاریخی مسلمین دال بر این است که وقتی پیامبر این مسأله را با ابوبکر در میان نهاد، ابوبکر به ایشان گفت:

«اما من برادر تو هستم» و پیامبر فرمود: «من و تو در دین الله و کتابش برادر هستیم، اما عایشه بر من حلال است5

مطابق منابع برادران اهل تسنن، پیامبرگرامی اسلام به عایشه گفته بود: پیش از ازدواج با تو، دو بار تو را در رویاهایم دیدم6.

مفسران مسلمان در تفسیرهای خود این وقایع را نقل کرده‌اند.

نوشتن درباره‌ی ازدواج‌های پیامبرگرامی اسلام و روابط ایشان با همسرانش، برای آن‌ها مسأله‌ای پدید نمی‌آورد.

اما سیطره‌ی ارزش‌های دوران مدرن و دستاوردهای جنبش فمینیستی، توجیه اسلام ۱ و ۲ را برای دین‌داران امروز مشکل کرده است.

شاید بتوان روایتی از این مسائل عرضه داشت که حلال مسائل باشد. اما نمی‌توان تاریخ را عوض کرد و مدعی شد که مفسران گذشته هم نظری مشابه نظر ما ابراز داشته‌اند.

به عنوان نمونه‌ای دیگر، فخر رازی در تفسیر کبیر نوشته است:

پیامبران الهی برای تشخیص وحی از القائات شیطانی به معجزه نیاز دارند که از سوی فرشتگان حامل وحی به آن‌ها نشان داده می‌شود7.

جوادی آملی با تأسف فراوان می‌گوید: «جای تأسف است که این تفکر در کتاب‌های بعضی علمای شیعه نیز آمده و در پی برخی تفسیرهای اهل سنت» همین مدعا را تکرار کرده‌اند.

سپس او به این نمونه اشاره می‌کند:

«وقتی در غار حراء آن حالت خاص به وجود مبارک رسول الله دست داد، ایشان نمی‌دانست که حالت نبوت و دریافت وحی است. وقتی حالت خود را با خدیجه در میان گذاشت، خدیجه نزد ورقه‌بن نوفل (مردی از اهل کتاب) رفت و وی پس از بیان نشان نبوت و علایم انبیاء گفت که آن‌چه شما از همسرت نقل می‌کنی، نشان نبوت است و خدیجه نیز پیام ورقه‌بن نوفل را برای رسول الله آورد. سپس آن حضرت مطمئن شد که به مقام نبوت رسیده است8

جوادی آملی که نگاهی غیرتاریخی به دین دارد، به تندی می‌گوید:

«دینی که حجیت و حقانیت آن به تشخیص ورقه‌بن نوفل بسته باشد، به اندازه‌ی ورقی ارزش ندارد... وحی الهی شک بردار نیست و رسول خدا باید شبهات دیگران را رفع کند، نه اینکه خود آن حضرت شک کند و ورقه‌بن نوفل با تبیین برخی علائم، ایشان را مطمئن سازد9

جوادی آملی کاری به صدق و کذب منابع و اسناد تاریخی ندارد، پیش‌فرض‌های ایدئولوژیک به او اجازه نمی‌دهند وقوع چنین حادثه‌ای را بپذیرد10.

به گمان او، شک با پیامبری تعارض دارد. غافل از اینکه قرآن، نه تنها از «ناامیدی» و «شک» پیامبران خبر داده است، بلکه از اینکه آن‌ها وعده‌ی الهی را «کذب» پنداشتند، هم خبر داده است:

حتی اذا استیئس الرسل و ظنوا انهم قد کذبوا جاء هم نصرنا فنجی من نشاء و لایرد باسنا عن القوم المجرمین:

تا آنجا که چون پیامبران نومید شدند و پنداشتند که به دروغ وعده داده شده‌اند، آن‌گاه بود که نصرت ما به آنان در رسید و هرکس که خواسته بودیم نجات یافت، و عذاب ما از قوم گناه‌کار بر نمی‌گردد (یوسف ، ۱۱۰).

مفسران «ظن» و «کذب» را به مردم باز می‌گردانند، نه پیامبران، چون با تئوری بلادلیل عصمت آنان تعارض دارد.

قرآن درباره‌ی حضرت آدم سخن تندتری بیان کرده است:

فاکلا منها فبدت لهما سوء تهما و طفقا یخصفان علیهما من ورق الجنه و عصی ءادم ربه فغوی:

آنگاه از آن [میوه‌ی ممنوعه] خوردند و عورتهای‌شان بر آنان آشکار شد و بر آنها از برگ [درختان] بهشتی می‌چسباندند [تا پوشیده شود] و بدینسان آدم از امر پروردگارش سرپیچی کرد و گمراه شد (طه، ۱۲۱).

نتیجه
نگاه غیرتاریخی به دین (اسلام ۱) و معرفت دینی (اسلام ۲)، پیامدهای ناپذیرفتنی بسیار دارد.

این پیش‌فرض و پیش‌داوری که می‌توان بیرون تاریخ و سنت ایستاد، و «متن فرا تاریخی» را از نو معنا و تفسیر کرد، پیش‌انگاشتی نادرست و ناپذیرفتنی است.

هیچ متن و حقیقت غیرتاریخی‌ای وجود ندارد. «دین» و «اسلام»، تماماً تاریخی است و هیچ تفسیر غیرتاریخی و «بیرون از سنت»‌ای هم وجود ندارد.

قائلان به کلام الله بودن قرآن فرمان می‌دهند که به متن پای‌بند و وفادار باشید.

فرمان آن‌ها را پذیرفته و بدان التزام می‌ورزیم.

می‌گوییم قرآن، قلب صنوبری را مدرک خوانده و گفته است که قرآن بر قلب پیامبر نازل شده است. می‌فرمایند: قلب را نفس بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن، صلب و ترائب را مرکز تولید آب جهنده (منی) خوانده است. می‌فرمایند: قلب و ترائب را نطفه‌ی مشترک بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن، خدا را تیرانداز خوانده است (انفال، ۱۷). می‌فرمایند تیراندازی را «امداد الهی» (رأی طباطبایی) بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن، خدا را «نشسته بر تخت» خوانده است (طه، ۵- زمر، ۷۵). می‌فرمایند تخت (عرش) را «مقام تدبیر عام عالم» (رأی طباطبایی) بخواند، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن گفته است خدا روی تخت نشسته و تخت او روی آب است (هود، ۷). می‌فرمایند «عرشه علی الماء» را «محل ظهور سلطنت خدا» (رای طباطبایی) بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن، از دست‌های خدا حرف زده است (مائده، ۶۴ - فتح، ۱۰ - ص، ۷۵)، می‌فرمایند دست را قدرت خدا بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن از رنگ خدا سخن گفته است (بقره، ۱۳۸). می‌فرمایند رنگ را «ایمان به خدا» بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن گفته است خدا در کمین نشسته است (ان ربک لب‌المرصاد: فجر، ۱۴). می‌فرمایند مترصد بودن را صفت فعل خدا بگیرید (رای جوادی آملی)، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن گفته است خدا همه‌ی موجودات زنده را از آب آفرید (نور، ۴۵- انبیأ، ۳۰). ملائکه و شیطان و اجنه هم، موجودات زنده هستند. آیا آنها هم از آب آفریده شده اند؟ می‌فرمایند آب را علم بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن از وزن کردن اعمال با ترازو در قیامت سخن گفته است (اعراف، ۸ و ۹- انبیأ، ۴۷)11. می‌فرمایند ترازو را «میزان حق» (رأی طباطبایی) بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن از شهادت پوست و تمام اعضای مادی بدن در آخرت سخن گفته است. می‌فرمایند شهادت اعضای مادی بدن را «تجسم اعمال» (رأی مفسران صدرایی مشرب) بخوانید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن به صراحت می‌گوید همه‌ی انسان‌ها به حکم قضای حتمی خدا «وارد» جهنم خواهند شد (مریم، ۷۱- انبیأ، ۹۸ و ۹۹)، می‌فرمایند آیه را مجاز بگیرید، مسأله حل خواهد شد.

می‌گوییم قرآن گفته است ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، ولی آن‌ها از پذیرفتن آن سر باز زدند، و از آن هراسیدند (احزاب، ۷۲). مگر کوه‌ها و زمین هم مدرکند که از پذیرفتن امانت الهی خود داری کنند؟ می‌فرمایند آیه را مجاز و استعاره و تمثیل به شمار آورید، مسأله حل خواهد شد12.

می‌گوییم قرآن از «کلام الله» سخن گفته است. می‌فرمایند کلام الله را کلام الله بخوانید. خدا واقعاً سخن گفته است.

می‌پرسیم وقتی با متنی مواجه هستیم که اساسی‌ترین باورهای آن درخصوص مبدأ و معاد، معنای دیگری برخلاف ظاهر دارند، چرا این مدعا معنای دیگری نداشته باشد؟

می‌پرسیم اگر خدا بخواهد سخن بگوید تا «کلام الله» زاده شود، چه خواهد کرد؟

مگر غیراز این است که نبی سخن بگوید و سخن او، سخن خدا تلقی شود؟

می‌فرمایند نه، خود خداوند سخنانی را دیکته کرده است و پیامبر صرفاً اطلاعیه‌ها و بیانیه‌های خدا را در میان خلق توزیع کرده است.

می‌پرسیم: مگر خدا دارای دهان و حنجره و دیگر لوازم سخن‌گویی آدمیان است؟

می‌گویند: «معنایی که انسان‌های عادی از کلام به یاد دارند، لفظی است که برای مفهومی وضع شده است و اشخاص با استمداد از حنجره و فضای دهان آن را ادا می‌کنند و با تلفظ چند کلمه در کنار یک‌دیگر، کلام شکل می‌گیرد.

ولی خداوند از این نوع کلام پیراسته است، چنان که کارهای تکوینی او با قرارداد و اعتبار نیز سامان نمی‌یابد: لیس کمثله شیء... آن‌چه مستقیماً به خداوند نسبت داده می‌شود، از جهات مادی منزه است13.

می‌پرسیم: اگر خداوند مثل هیچ چیز دیگری نیست (شوری، ۱۱) ، مثل انسان‌ها هم نخواهد بود و صفات انسانی هم نخواهد داشت. اگر خداوند مثل انسان‌ها نیست و مثل آن‌ها حرف نمی‌زند، پس چرا از مفهوم «سخن گفتن» که برای حرف زدن آدمیان جعل شده است، بی‌مورد درباره‌ی خدا استفاده می‌کنید و از او «انسانی فاقد جسم» می‌سازید؟

می‌گویند: «برای روشن شدن حقیقت تکلیم الهی، نخست باید معنای «کلمه» در قرآن کریم روشن شود، زیرا تکلیم از «کلمه» گرفته شده است.

قرآن کریم از حضرت عیسی و یحیی به «کلمة الله» یاد می‌کند... و فراتر از آن، سراسر نظام آفرینش را کلمات الهی می‌نامد: قل لو کان البحر مدادا لکلمت ربی لنفد البحر قبل ان تنفذ کلمت ربی.

انظمام این آیات با یک‌دیگر نتیجه می‌دهد که «کلمة الله»، فیض وجودی است و راه افاضه‌ی آن، تکلیم الهی است و حضرت مریم و زکریا که مستفیض این فیض هستند مستمع و مخاطب کلام الهی هستند14

اگر منظور مفسران فیلسوف مشرب را درست فهمیده باشیم، منظور از سخن گفتن خداوند، جعل وجود است و نه حرف زدن خدا.

طباطبایی هم در مواضعی از المیزان، همین موضع را تأیید کرده است. او در ذیل آیه‌ی ۱۰۹ کهف می‌نویسد:

«معلوم است که خدای تعالی تکلمش به دهان باز کردن نیست، بلکه تکلم او همان فعل اوست و افاضه‌ی وجودی است که می‌کند... و اگر قرآن فعل خدا را کلمه نامیده برای این است که فعل او بر وجود او دلالت می‌کند، از همین جا است که مسیح، کلمه خدا نامیده می‌شود، و قرآن کریم می‌فرماید:

انما المسیح عیسی‌ابن مریم رسول الله و کلمته و نیز از اینجا روشن می‌شود که هیچ عینی از عیان خارجی و هیچ واقعه‌ای از وقایع به وجود نمی‌آید مگر آنکه از این جهت که بر ذات خدای تعالی دلالت دارد، کلمه‌ی اوست[15].»

طباطبایی در ذیل آیه‌ی ۲۷ سوره لقمان هم می‌نویسد:
«کلمه... در کلام خدای سبحان بر هستی اطلاق شده است، البته هستی افاضه شده به امر او، که از آن به کلمه‌ی کن تعبیر کرده و فرموده انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکون و نیز حضرت مسیح را کلمه خوانده و فرموده: و کلمته القیها الی مریم16

طباطبایی در ذیل آیه‌ی ۱۷۱ سوره نساء می‌نویسد:
«کلمه دراینجا همان معنای کلمه‌ی کن یعنی کلمه خلقت و ایجاد است که این کلمه وقتی بر مریم بتول یعنی بکر و دست نخورده القا شده باردار بر عیسی روح الله گردید با اینکه اسباب عادی از قبیل ازدواج و غیره در بین نبود... و بر این حساب کلیه موجودات عالم کلمه خدایند[17].»

جوادی آملی برای تأیید این نظریه، به کلامی از امام علی (ع) استناد می‌کند.

او می‌گوید: «به بیان علی (ع) سخن خدا، صوت یا ندایی که با گوش شنیده شود نیست، بلکه فعل و ایجاد است:

...لابصوت یقرع و لابنداء یسمع و انما کلامه سبحانه فعل منه (نهج البلاغه، خطبه ۱۸۶، بند ۱۷)18

نتیجه‌ی این بحث روشن است:

در عالمی که همه چیز آن خدایی است، سخن گفتن پیامبر هم سخن گفتن خدا تلقی می‌شود.

مگر چنین رویکردی، غیر از نگاه موحدانه به عالم و آدم است؟


پاورقی‌ها:

۱- تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، انتشارات اساطیر، چاپ دوم، ۱۳۶۳، ج ۳، ص ۱۰۶۴.

۲- طباطبایی، المیزان، ج ۱۶، ص ۴۸۴.

۳- طباطبایی، المیزان، ج ۵، ص ۱۶۳.

۴- معارف سلطان ولد، به کوشش نجیب مایل هروی، انتشارات مولی، ۱۳۶۷، صص ۳۱۰- ۳۰۹).

۵- صحیح بخاری، ۱۸.۶۲. ۷

۶- صحیح بخاری، ۹.۸۷.۱۴۰ .

۷- التفسیر الکبیر، مج ۴، ج ۷، ص ۱۳۹.

۸- مجمع البیان، ج ۱۰- ۹، ص ۷۸۰ - و التفسیر الکاشف، ج ۵، ص ۹۸.

۹- جوادی آملی ، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد ۱۲، صص ۶۹۰- ۶۸۹.

۱۰- نصر حامد ابوزید در کتاب خود به نقل از منابع موثق همین داستان را نقل کرده است.

رجوع شود به:
نصر ابو حامد زید، معنای متن، پژوهشی در علوم قرآن، ترجمه مرتضی کریمی‌نیا، طرح نو، ص۱۳۹ و ص ۱۵۸.

۱۱- زمخشری درباره‌ی وزن کردن اعمال می‌نویسد:

«در مورد کیفیت وزن اختلاف نظر است. بعضی گفته‌اند صحیفه‌ها یا نامه‌های اعمال با ترازویی که دوکفه و یک زبانه دارد، سنجیده می‌شود، و خلایق آن را مشاهده می‌کنند و این از باب تأکید حجت و اظهار انصاف و قطع بهانه است، هم‌چنانکه ایشان را از از اعمال‌شان می‌پرسند و آنان با زبان‌های‌شان به آن اعتراف می‌کنند و دست‌های‌شان و پاهای‌شان و پوست‌های‌شان هم به آن‌ها شهادت می‌دهند... و بعضی گفته‌اند: عبارت است از داوری درست و حکم دادگرانه.»

ابوالفتوح هم می‌گوید در این زمینه دو قول وجود دارد؛ اول آنکه وزن کردن حقیقت است. مطابق این قول «ترازویی باشد با کفه‌ها و شاهین که با آن صحایف اعمال بسنجند»، اما قول دوم، «مجاز است و کنایت از عدل و انصاف و راستی» باشد.


۱۲- جوادی آملی می‌گوید: «مسلماً مقصود این نیست که واقعاً امانت معهود را خداوند بر آن‌ها عرضه کرده و آن‌ها فرو ماندند، بلکه صرفاً کنایه از این است که آن امانت به قدری وزین است که آسمان‌ها از حمل آن عاجزند و انسان از جهت سعه‌ی وجودی و تجرد روح و استعداد و توان‌مندی ویژه‌ی خود، از آسمان و زمین و کوه برتر است»

(آیت‌الله جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد ۳، ص ۲۸۹).

سعدی هم در کلیات می‌گوید:

من آن ظلوم جهولم که اولم گفتی
چه خواهی از ضعفا ای کریم، وز جهال

مرا تحمل باری چگونه دست دهد
که آسمان و زمین برنتافتند و جبال

و حافظ:

آسمان بار امانت نتوانست کشید
قرعه‌ی کار به نام من دیوانه زدند

۱۳- آیت الله جوادی آملی، تنسیم،تفسیر قرآن کریم، جلد دوازدهم، مرکز نشر اسرا، ص ۴۲.

۱۴- پیشین، ص ۴۳.

۱۵- طباطبایی، المیزان، جلد ۱۳، صص ۵۵۴- ۵۵۳.

۱۶- طباطبایی، المیزان، جلد ۱۶، صص ۳۴۸-۳۴۷.

۱۷- طباطبایی، المیزان، جلد ۵، ص ۲۴۴.

۱۸- آیت الله جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد سوم، ص ۲۸۶.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 20:31 توسط جستجوگر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

دی 1388

آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386



پیوندها

فهرست عناوین پست های وبلاگ
-
-
ضد سانسور های جدید
وبلاگ ضد سانسور
وبلاگ ضد سانسور
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
--
-
عکسهای تاریخی1
عکسهای تاریخی2
مجله تاریخی دوران
تاریخ ایران معاصر
تاریخ ایران
تاریخ ایران باستان
تاریخ دویست ساله ایران
خاندان پهلوی
-
-
-
-
پیام آزادگان
شناختی از ادیان
بیداری
سایت رضا فاضلی
دانلود صوتی رضا فاضلی
پخش سخنان رضا فاضلی
ایرانیان
آخوند کثیف
سرزمین جاویدان
رفلکس
ک..شعر
ترجمه فارسی قرآن
آخرین نفس های اسلام
کاوه سرا
اندیشه زمانه
رضا فاضلی دات نت
رضا فاضلی دات اورگ
محسن سازگارا
-
-
-
چرا؟؟؟؟؟؟؟
ندای درون
پنجره ای رو به خانه پدری
هرچی شد
پویان نامه
بدحجاب
خرد
فریاد منهای سانسور
تورجان
طنز جدی سیاسی
ایران ب ب
اشعر طنز و جدی سیاسی
عصیان اندیشه
ما هستیم
مقولاتی به مضمون اندیشه
-
-
-
-
-
کتابخانه زندیق
کتابخانه ضد خرافه گرایی
کتابخانه ادبستان کاوه آهنگر
کتابخانه درفش کاویانی
کتابخانه ادبستان کاوه
کتابهای ممنوعه
کتابهای ممنوعه 2
کتابخانه گرداب
کتابخانه ستاره قرمز
کتابخانه امید ایران
کتابخانه قفسه
کتابخانه پارس تیچ
کتابخانه فارسی
کتابخانه آریا
کتابخانه اینترنتی
کتابخانه اکنکار
کتابخانه در جهان
کتابخانه دانلودستان
کتابخانه پایگاه دانلود
کتابخانه نیما
کتابخانه آخوندی
نسکخانه روشنگری
-
-
-
-
-
دانلود مجله
دانلود مجله روزگار نو
دانلود لغت نامه
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه لینکهای سیاسی
مقالات سیاسی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
سایت خبری و تحلیلی ایران پرس نیوز
سایت خبری و تحلیلی روز نت
سایت خبری و تحلیلی پیک نت
سایت خبری و تحلیلی امروز
سایت خبری و تحلیلی گویا
سایت خبری و تحلیلی بی بی سی
سایت خبری و تحلیلی عصر ایران
سایت خبری و تحلیلی بازتاب
سایت خبری و تحلیلی تابناک
سایت خبری و تحلیلی البرز
سایت خبری و تحلیلی فردا
سایت خبری و تحلیلی الف
سایت خبری و تحلیلی فرارو
-
-
-
سایت خبری ایسنا
سایت خبری آفتاب
سایت خبری جهان
سایت خبری مهر
سایت خبری شریف
-
-
-
-
روزنامه اعتماد ملی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
اخبار مردم تی وی
-
-
-
-
گفتمان اصلاحات
دستان سرد
سیاه مشق
باشگاه اندیشه
نقطه چین
نگاه بی حجاب
پيچك
علف هرز
خبرنگاران صلح
راز نو
negarkha
نگاه نو
شیاف
فهم
دغدغه های یک شیاف
با اجازه
-
زیتون
روزنگار خانم شین
دختر بودن
الیزه
روایت اروتیک
تجاوز شرعی
دل نوشته های یک بیوه
یادداشت های یک دختر ترشیده
opium
دخترک اورجینال
زنانه ترین اعترافات حوا
من و شما
تا رفع حجاب اسلامي
آموزش خانواده
ازدواج موقت
ناگفته های پدران و مادران
پزشک
شفا
-
اخبار ماهواره2
اخبار ماهواره
فرکانس کانالهای فارسی ماهواره
کدهای ماهواره
شرحی بر تلوزیونهای فارسی زبان ماهواره
تلویزیون صدای آمریکا
درباره تلویزیون شما- فولاد وند
درباره تلویزیون رنگارنگ
درباره تلویزیونهای لس آنجلسی
مجله ماهواره
-
رادیو زمانه
رادیو گلها
رادیو مردم
وبلاگ راديو زمانه
بخش فارسي راديو فرانسه
-
-
-
فلسفه یعنی رنج
و خدا جهان را نیافرید
همه ما آدمها یک نفر بیشتر نیستیم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
سایت ایران سونگ
سایت موسیقی ایران من
سایت موسیقی آوازها
گفتگوی هارمونیک
لینکستان شعر و ادب
سایت ایران ترانه
بزرگترین آرشیو موسیقی
دانلود آلبومهای ترکی
-
-
دانلود آهنگهای ترکیه
دانلود موزیک سریالهای قدیمی
فیلمهای قدیمی
فیلمهای قدیمی در بلاگفا
dvb
takdvb
ایران تراک
سی رنگ
ضیافت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه لینک تازه ها
بهترینها
-
سنجش سرعت اینترنت
سنجش سرعت اینترنت شما
اطلاعات مفید رایانه 1
اطلاعات مفید رایانه 2
فارسی نگار فینگلیش
طراحان قالب
قالب های نایت اسکین
گالري قالب
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
p30download
مرکز دانلود
مرجع دانلود
-
-
-
-
-
-
عکسها و مطالب جالب قبل از انقلاب
ستاره های ترکیه
-
-
-
جوک خونه
روشول
کلیپ 1
کلیپ 2
عکس و مطالب تفریحی
عكس و فيل تر شكن
پشت زمینه های باکیفیت
گالری عکس
مجموعه عکس 1
مجموعه عکس 2
گرافیک
مجموعه عکس
-
-
سایت دانلود فلاش زنده رود
فلش تست روانشناسی
فلش قلم خونی
فلش عشق اینترنتی
فلش عاشق بی قایق
فلش اردک
فلش زیر حسرت شقایق
فلش خدانگهدار
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin