تبليغاتX
اندکی اندیشه

اندکی اندیشه

هر از چند گاهی می‌شنویم که مردم عکس یک روح یا مثلا مسیح یا مریم مقدس و یا این اواخر حتی عکس داروین بی‌خدا را روی یک قطعه نان ساندویچ، و یا دیوار می‌بینند و آنوقت بساطی درست می‌شود از مردمی که به آن اعتقاد می‌آورند و غیره و ذالک. بنابراین شاید بد نباشد یک نگاهی به کارهای علمی جالبی که در زمینه ایجاد خطای باصره می‌شود داشته باشیم. به تصویر زیر نگاه کنید. به نظر کمی ترسناک می‌آید؛ نه؟!

spooky-eyes1.jpg

حالا به همان تصویر ولی در اندازه کوچکتر نگاه کنید. می‌بینید که جهت نگاه چشم‌ها عوض شده است. 

spooky-eyes2.jpg

حالا برای اینکه این اثر کوچک بزرگ شدن روی جهت نگاه را ببینید تصویر پایین را نگاه کنید و ببینید که کی جهت نگاه عوض می‌شود!

spooky-eyes.gif

و اما سرٌ این قضییه در چیست؟ پارسال دکتر جنکینز در مقاله‌اش راجع به این پدیده توضیح داد که این تصویر در واقع ترکیبی از دو تصویر است.   او برای اثبات این فرضیه که مغز ما برای تعیین جهت نگاه یک شخص فقط از میزان تاریکی مردمک در مقایسه با عنیبه چشم استفاده می‌کند، این تصاویر را تولید نمود.

کاری که جنکینز کرد این بود که او دو تصویر مشابه از زنی که در یکی به چپ نگاه می‌کند و در دیگری به راست، روی هم قرار داد ولی هریک را به دو گونه فیلتر کرد: در یکی زمینه چشم را تاریک‌تر کرد و در دیگری زمینه را روشن‌تر. حال چرا با جلو عقب کردن تصویر جهت عوض می‌شود؟ جنکینز توضیح می‌دهد که وقتی که عکس را از نزدیک می‌بینیم مردمک به زحمت دیده می‌شود ولی عنبیه براحتی دیده می‌شود و این بر این مشاهده که قسمت راست تاریکتر است فائق می‌آید و ما همچنان نگاه زن را متوجه راست (چپِ ما) می‌بینیم. ولی وقتی که تصویر دور می‌شود دیگر عنیبه و مردمک به راحتی دیده نمی‌شوند و تاریکی سمت راست غلبه می‌کند و ما نگاه تصویر را متوجه چپ (راستِ ما) می‌بینیم.  جنکینز نتیجه می‌گیرد که پس تاریکی نسبی عامل اصلی در تعیین جهت نگاه است.

جنکینز به دنبال این کشف، تصاویر خطای باصره دیگری (تصویر روح) را خلق کرد که برایش جایزه دوم بهترین تصاویر با خطای باصره را به ارمغان آورد. به لینک شماره 2 از منابع این نوشته یک سری بزنید و کلی از اینگونه تصاویر را با توضیحاتشان ببینید.

منابع: 1 و 2

+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 20:22 توسط جستجوگر |


 


تاریخی بودن سرشت دین «اسلام یک» و معرفت دینی «اسلام دو»، یکی از پیش‌فرض‌های «قرآن محمدی» بود.

در قسمت‌های پیشین، نقاب از رخ برخی از وجوه این مدعا، برکشیده شد.

برای تبیین بیشتر این مدعا، رویکرد «اسلام یک و دو» به مخالفان و منکران را بررسی خواهیم کرد.

نگاه قرآن به مخالفان، به شدت تخته‌بند زمان و مکانی‌ست که در آن متولد شد. استخراج این رویکرد کاملا تاریخی از متن اصلی، تبدیل آن به حکمی جاودانه و اقدام جهت عملی کردن این رویکرد، باعث درد و رنج مسلمان‌ها و غیرمسلمان‌ها خواهد شد.

معرفت دینی مسلمین (اسلام ۲ یا فهم مومنان و مفسران از متن)، دقیقاً همان نگاه را بازتولید کرده است.

سیطره‌ی اندیشه‌ی تجدد (مدرنیته) و جهانشمولی نظام اجتماعی مدرن (نظام دموکراتیک ملتزم به حقوق بشر)، نواندیشان دینی را مجبور کرده تا قرائتی سازگار با حقوق بشر از متن ارائه کنند.

آن‌چه آنان برساخته‌اند، از قلمرو بحث ما خارج است و باید مستقلاً بدان پرداخته شود.

اما طباطبایی در تفسیر المیزان که تفسیری متعلق به قرن بیستم میلادی و مورد تأیید شریعتی، مطهری، حوزویان و بسیاری از نواندیشان دینی است، بخوبی نگاه قرآن به مخالفان و متفاوت‌ها را تبیین کرده است.

گذشت چهارده قرن از ظهور اسلام و تحولات ساختاری دوران مدرن نسبت به دوران ماقبل مدرن، تأثیری در نگاه طباطبایی ایجاد نکرد. همچنین تفسیر وی از آن جهت که متعلق به چند دهه قبل از انقلاب اسلامی ایران است، از شائبه‌ی تفسیرنویسی مطابق میل ولی فقیه منزه می‌باشد.

آیت‌الله جوادی آملی، شاگرد طباطبایی و ادامه دهنده‌ی راه او در تفسیر قرآن است.

تفسیر جوادی آملی، متعلق به قرن بیست و یکم است. اما گویی تحولات تاریخی، هیچ تأثیری در نگاه و نگرش وی نداشته و دقیقاً نگاه چهارده قرن پیش را بازگو کرده است.

طباطبایی و جوادی آملی نسبت به دیگران، امیتاز دیگری هم دارند. این دو از فلاسفه و عرفای حوزه علمیه‌ی قم هستند.

با توجه به اینکه کسی نمی تواند طباطبایی و جوادی آملی را به نفهمیدن زبان قرآن متهم کند، در تفسیر نگاه قرآن به مخالفان و متفاوت‌ها، پس از ذکر آیات مختلف، تفسیر این دو نفر از آیات را مبنا و ملاک قرار خواهم داد.

۱- انسان‌شناسی مدرن

نظام‌ دمکراتیک‌ مبتنی‌ بر نوعی‌ انسان‌شناسی‌ است‌ که‌ همه‌ ابنای بشر‌ را انسان‌ و نه‌ حیوان‌، تلقی‌ می‌کند. نیز عقل‌ را قوه‌ای‌ می‌داند که‌ میان‌ تمام‌ آدمیان‌ پخش‌ و توزیع‌ شده‌ است‌.

عقلانیت‌ و آزادی‌ دو مؤلفه‌ی‌ اصلی‌ انسانیت هستند، و آدمیان‌ به دلیل‌ عقلانیت‌ و آزادی‌ از حیوان‌ها متمایز می‌شوند.

نظام دموکراتیک، آدمیان‌ را خادم‌ هیچ‌ عقیده‌ی‌ خاصی‌ نمی‌‌کند؛ بلکه‌ تمامی‌ عقاید، ایدئولوژی‌ها، ادیان و خود نظام دموکراتیک را خادم‌ انسان‌ می‌‌داند.

هیچ‌ آیین و عقیده‌ای‌ برتر از آدمی‌ نیست‌ و آدمی‌ را نمی‌توان‌ به‌ دلیل‌ اعتقاداتش‌ از حوزه‌ی‌ انسانیت‌ خارج‌ کرد و حیوان‌ نامید و با او رفتاری‌ مشابه‌ رفتار با حیوانات‌ وحشی‌ داشت.

همه‌ی انسان‌ها، مستقل از باورها و عقاید و دین‌شان، برابر و آزاد (شهروند) فرض می‌شوند. شهروند، فرد صاحب حق است. حقوقی که هیچ آیین و نظامی قادر به فسخ آن‌ها نیست. یعنی حق ندارد (نباید) آن‌ها را نادیده بگیرد.

۲- انسان‌شناسی ماقبل مدرن

انسان‌شناسی‌ ماقبل مدرن،‌ دقیقاً در تقابل‌ با انسان‌شناسی‌ دوران جدید قرار دارد.

در این نوع انسان‌شناسی‌، هویت‌ آدمی‌ در گرو‌ اندیشه‌های‌ او است‌ و «انسانیت» انسان‌ها،‌ منوط‌ به‌ اعتقادات‌ خاصی‌ است‌ که‌ برمی‌گزینند.

به این ترتیب، پاره‌ای‌ از اعتقادات و باورها‌، آدمی‌ را از آدمیت‌ انداخته‌ و به‌ حیوان‌ تبدیل‌ می‌کنند. یعنی، آیین‌های مختلف، پیروان دیگر آیین‌ها را، «حیوان وحشی فاقد حقوق» به شمار می‌آوردند.

حیوان تلقی کردن مخالفان فکری و آیینی، منطقاً و عملاً منتهی به برخورد خشونت‌آمیز با آنان می‌شد.

ادیان، متعلق به دوران ماقبل مدرن هستند، یعنی در دوران کهن پا به عرصه‌ی تاریخ نهاده‌اند. بنابراین استنتاج انسان‌شناسی مدرن از ادیان ابراهیمی، ناممکن است و چنین رویکردی، به نفی هویت تاریخی ادیان ابراهیمی منتهی خواهد شد.

یکی از ابعاد هویت تاریخی اسلام، نگاه قرآن به مخالفان است. قرآن که متنی متعلق به قرن هفتم میلادی است، در مواجهه با مخالفان و متفاوت‌ها، لباس گفتمان مسلط زمانه را بر تن کرده است.

توقع دیگری از قرآن داشتن، نشانه‌ی نگاه غیرتاریخی به ادیان است. قرآن،‌ متفاوت‌ها‌ را حیوان‌ به شمار می‌آورد.

موارد زیر موید مدعای «قرآن محمدی» است:

۱-۲ ـ و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه ءاباءنا اولو کان ءاباوهم لایعقلون شیا و لا یهتدون. و مثل الذین کفروا کمثل الذی ینعق بما لایسمع الا دعاء و نداء صم بکم عمی فهم لایعقلون:

چون‌ به‌ ایشان‌ گفته‌ شود که‌ از آنچه‌ خدا نازل‌ کرده‌ است‌ پیروی‌ کنید، گویند، نه‌ ما به‌ همان‌ راهی‌ می‌رویم‌ که‌ پدران‌مان‌ می‌رفتند، حتی‌ اگر پدران‌شان‌ بی‌خرد و گمراه‌ بوده‌اند. مَثَل‌ کافران‌، مَثَل‌ حیوانی‌ است‌ که‌ در گوش‌ او آواز کنند، و او جز بانگی‌ و آوازی‌ نشنود. اینان‌ کرانند، لالانند، کورانند و هیچ‌ درنمی‌یابند (بقره‌، ۱۷۱ ـ۱۷۰).

علامه‌ طباطبایی‌ در ذیل‌ این آیه‌ می‌نویسد:

«مثل‌ تو ای‌ پیامبر در دعوت‌ کفار مثل‌ آن‌ چوپانی‌ است‌ که‌ دام‌ خود را نهیب‌ می‌‌زند و مثلاً می‌گوید (از رمه‌ دور نشوید، که‌ طعمه‌ گرگ‌ می‌گردید)، ولی‌ گوسفندان‌ تنها صدایی‌ از او می‌شنوند و به‌ گله‌ برمی‌گردند ولی‌ سخنان‌ او را نمی‌فهمند، کفار هم‌ همینطور هستند، از فهم‌ سخنان‌ تو که‌ همه‌ به‌ سود ایشان‌ است،‌ کرند و چون‌ حرف‌ صحیحی‌ که‌ معنای‌ درستی‌ را افاده‌ کند ندارند، پس‌ لال‌ هم‌ هستند، و چون‌ پیش‌ پای‌ خود را نمی‌بینند، گویی‌ کور هم‌ هستند،

پس‌ کفار هیچ‌ چیزی‌ را نمی‌فهمند، چون‌ همه‌ راههای‌ فهم‌ که‌ یا چشم‌ است‌ یا گوش‌ و یا زبان‌، به رویشان‌ بسته‌ شده‌ است‌... مثل‌ کفاری‌ که‌ پیامبر، ایشان‌ را به‌ سوی‌ هدایت‌ می‌خواند، مثل‌ گوسفندانی‌ است‌ که‌ چوپان‌ آنها را صدا می‌زند و آنها کر و لال‌ و کور و بی‌عقلند1

آیت‌الله جوادی آملی هم در تفسیر این آیات می‌نویسد:

«قرآن کریم شیوه‌ی زندگی، خط مشی و روش تفکر و تغذیه‌ی کافران را روشی حیوانی معرفی کرده است... داعی به حق شبیه یک چوپان است و کافران در حد رمه‌ای از گوسفندند، یعنی همان‌گونه که اغنام و احشام هیچ ادراک و فهمی از سخن و نعیق و صیحه‌ی چوپان در هدایت رمه به مرتع یا تحذیر از خطر ندارند و جز صدا، چیزی نمی‌شنوند، کافران نیز همچون آن حیوان که عاقله ندارد و فقط سامعه دارد تنها صوت و لفظ راعیان خود، یعنی پیامبران را می‌شنوند2

کافران: «هم‌چون گوسفندان رمه که اگر یکی از آن‌ها از مانعی پرید گوسفندان دیگر نیز می‌پرند، بی‌آنکه دلیل پریدن آن یک و درستی یا نادرستی اقدام او را بفهمند، پس اگر خطری در پیش باشد همه‌ی گوسفندان به آن گرفتار خواهند آمد...

[کافران] به منزله‌ی رمه هستند، گاه به این عنوان که بدتر از حیوان‌اند یاد شده است: اولئک کالانعام بل هم اضل.

راز این تعبیر آن است که بهائم اگر چه سخن شبان را نمی‌فهمند و تنها صدا و فریاد او را می‌شنوند، لیکن گاه با همین علائم از خطر می‌رهند، یا خود را به چراگاه می‌رسانند، اما کافران این علامت‌شناسی را هم ندارند و به این اندازه نیز شنوا و گویا و بینا نیستند، از این رو عبارت (صم بکم عمی فهم لایعقلون) در آیه به مثابه‌ی تعبیر (بل هم ضل) است.

بنابراین، خدای سبحان اگر چه کفار را به بهائم تشبیه کرده، لیکن به لحاظ کمال حیوانی که در بهیمه وجود دارد و در کافران نیست، برای حفظ حرمت بهائم و اینکه حق آنها تضییع نشود، درباره‌ی کافران گاهی می‌فرماید: صم بکم عمی فهم لایعقلون و گاه می‌فرماید: بل هم اضل3

جوادی آملی پس از اینکه حیوانات را فاقد عقل و فهم معرفی می‌کند می‌گوید براساس آیه‌ی پنجم سوره جمعه، روش کافران:

«در نحوه‌ی تفکر و استدلال و هم در تغذیه و شیوه‌ی زندگی مانند حیوان است... آنان هرگز حاضر نیستند بیندیشند4

ممکن است ناقدی محصولات فکری کافران را برای ابطال حکم جوادی آملی به عنوان شاهد عرضه بدارد. وی پاسخ پیشین را آماده کرده و می‌گوید:

«بر فرض اندیشیدن، محصول فکری آنها جز الحاد علمی و طغوای عملی نیست، مانند آن کافری که اندیشید و مورد خشم الهی واقع شد (فکر و قدر)، از این رو خداوند فرمود (فقتل کیف قدر. ثم قتل کیف قدر)5

جوادی آملی برای اینکه جای هیچ‌گونه سوء‌تفاهمی باقی نگذارد، می‌گوید که تمام مکتب‌های فکری باطل هستند و تنها مکتب حق، اسلام است. لذا: «هر مکتبی با ارزیابی با قرآن حکیم حق و باطل آن معلوم می شود6

پس کافران و ملحدان از حیوان هم پست‌تر هستند.

۲- ۲ ـ و لقد ذرانا لجهنم کثیراً من الجن و الانس لهم قلوب لایفقهون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم ءاذان لایسمعون بها اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون:

برای‌ جهنم‌ از جن‌ و انس‌ را بیافریدیم،‌ ایشان‌ را قلب‌هایی است‌ که‌ بدان‌ نمی‌فهمند و چشم‌هایی‌ است‌ که‌ بدان‌ نمی‌بینند و گوش‌هایی‌ است‌ که‌ بدان‌ نمی‌شنوند. اینان‌ همانند چارپایانند، حتی‌ گمراه‌‌تر از آنها هستند. اینان‌ خود غافلانند (اعراف‌، ۱۷۹).

علامه‌ طباطبایی‌ در تفسیر این آیه‌ می‌نویسد:

«آنچه‌ را که‌ مایه‌ امتیاز انسان‌ از سایر حیوانات‌ است‌ از دست‌ داده‌اند، و آن‌ تمییز میانه‌ خیر و شر، و نافع‌ و مضر در زندگی‌ سعید انسان‌، بوسیله‌ چشم‌ و گوش‌ و دل‌ است‌.

و اگر در میان‌ همه‌ی حیوانات‌ بی‌زبان‌ به‌ انعام‌ تشبیه‌ شدند با اینکه‌ اینگونه‌ اشخاص‌ خوی‌ و خصال‌ درندگان‌ را نیز دارا هستند، برای‌ این‌ بوده‌ که‌ در میان‌ صفات‌ حیوانیت‌ تمتع‌ به‌ خوردن‌ و جهیدن‌ که‌ خوی‌ انعام‌ است‌ مقدم‌تر نسبت‌ به‌ طبع‌ حیوانی‌ است‌،...

به‌ خلاف‌ کروکورهایی‌ از افراد انسان‌ که‌ با مجهز بودن‌ وسایل‌ تحصیل‌ سعادت‌ انسانی‌ و با داشتن‌ چشم‌ و گوش‌ و دلی‌ که‌ راهنمای‌ آن‌ سعادت‌ است‌ با این‌ حال‌ آن‌ وسایل‌ را اعمال‌ نکرده‌ و چشم‌ و گوش‌ و دل‌ خود را نظیر چشم‌ و گوش‌ و دل‌ حیوانات‌ ضایع‌ و معطل‌ گذارده‌اند مانند حیوانات‌ تنها در تمتع‌ از لذائذ شکم‌ و شهوت‌ استعمال‌ کرده‌اند به‌ همین‌ دلیل‌ اینگونه‌ مردم‌ از چارپایان‌ گمراه‌ترند، و برخلاف‌ چارپایان‌، استحقاق‌ مذمت‌ را دارند7

۳-۲- ام تحسب ان اکثرهم یسمعون اویعقلون ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا:

یا گمان‌ کرده‌ای‌ که‌ بیشترین‌شان‌ می‌شنوند و می‌فهمند؟ اینان‌ چون‌ چارپایانی‌ بیش‌ نیستند، بلکه‌ از چارپایان‌ هم‌ گمراه‌ ترند (فرقان، ۴۴).

علامه‌ طباطبایی‌ در تفسیر آیه‌ کریمه‌ می‌نویسد:

«آیا گمان‌ می‌کنی‌ که‌ اکثر ایشان‌ استعداد شنیدن‌ حق‌ را دارند تا آن‌ را پیروی‌ کنند و یا استعداد تعقل‌ درباره‌ حق‌ را دارند تا آن‌ را پیروی‌ کنند و به دنبال‌ این‌ گمان‌، امیدوار هدایت‌ یافتن‌ آنها شدی‌ که‌ این‌قدر در دعوتشان‌ اصرار می‌ورزی‌؟...

اکثرشان‌، نه‌ می‌شنوند و نه‌ می‌فهمند... صرف‌ نشنیدن‌ و تعقل‌ نکردن‌ نیست‌، بلکه‌ اینان‌ عیناً چون‌ چارپایانند که‌ از سخن‌ جز لفظ‌ و صدایی‌ نمی‌شنوند، و معنی‌ را درک‌ نمی‌کنند...

اینها از چارپایان‌ هم‌ گمراه‌ترند... این‌ آیه‌ اصل‌ علم‌ را نه‌ از حیوانات‌ نفی‌ می‌کند و نه‌ از کفار، بلکه‌ از کفار پیروی‌ از حق‌ را بخاطر اینکه‌ عقل‌ فطری‌ انسانی‌شان‌ بوسیله‌ پیروی‌ هوی‌ تیره‌ و محجوب‌ شده‌ نفی‌ می‌کند و ایشان‌ را به‌ چارپایان‌ تشبیه‌ می‌کند که‌ مجهز به‌ این‌ فطرت‌ و این‌ نحوه‌ ادراک‌ نیستند8

۴-۲ ـ والذین کفروا یتمتعون و یاکلون کما تاکل الانعام والنار مثوی لهم:

کافران‌ از این‌ جهان‌ متمتع‌ می‌شوند و چون‌ چارپایان‌ می‌خورند و جایگاه‌شان‌ آتش‌ است‌ (محمد، ۱۲).

به‌ نوشته‌ی‌ علامه‌ طباطبایی‌ در ذیل‌ آیه‌ کریمه‌:

«کفار، عنایتی‌ به‌ این‌ که‌ به‌ حق‌ برسند ندارند و دل‌های‌شان‌ هیچ‌ اعتنایی‌ به‌ وظایف‌ انسانیت‌ ندارد، بلکه‌ تمام‌ همّشان‌ شکم‌ و شهوت‌شان‌ است‌ و سرگرم‌ لذت‌گیری‌ از زندگی‌ دنیای‌ کوتاه ‌مدت هستند و مانند چارپایان‌ می‌خورند و غیر از این‌ آرزو و هدفی‌ ندارند9

تا اینجا، تفاوت دو نوع انسان‌شناسی، به خوبی روشن می‌شود: یکی نظام فکری مدرن که براساس آن همه‌ی انسان‌ها، از جمله مخالفان و منکران، را انسان (برخودار از خرد و قوه تمیز خوب و بد) به شمار می‌آورد، و دیگری قرآن (متنی متعلق به جهان گذشته)، که مخالفان و متفاوت‌ها را حیوان محسوب می‌کند.

درواقع مخالف و انکار کننده در نظام کهن، فاقد اوصاف انسانی به شمار می‌آید. آیت‌الله‌ جوادی‌ آملی هم به خوبی توضیح داده است که قرآن به مخالفان خود به چه چشمی می‌نگرد.

وی می‌گوید‌: «قرآن‌ کریم‌ در آیات‌ فراوانی‌ منکران‌ خود را افرادی‌ جاهل‌ و سفیه‌ و کم‌عقل‌ معرفی‌ می‌کند10

به‌ عنوان‌ نمونه‌ در آیه‌ی‌ زیر، یهودیان‌ را به‌ «خر» تشبیه‌ می‌کند:

۵-۲ـ مثل الذین حملوا التوراته ثم لم یحملوها کمثل الحمار یحمل اسفارا بئس مثل القوم الذین کذبوا بآیت‌الله والله لایهدی القوم الظالمین:

مَثَلِ کسانی‌ که‌ تورات‌ به‌ آنها داده‌ شده‌ و بدان‌ عمل‌ نمی‌کنند مَثَلِ آن‌ خر است‌ که‌ کتاب‌هایی‌ را حمل‌ می‌کند. بد مَثَلی‌ است‌ مَثَلِ مردمی‌ که‌ آیات‌ خدا را دروغ‌ می‌شمرده‌اند. و خدا ستمکاران‌ را هدایت‌ نمی‌کند (جمعه‌، ۵).

علامه‌ طباطبایی‌ در شرح‌ این آیه‌ می‌نویسد:

«خدای‌تعالی‌ برایشان‌ [یهودیان] مثلی‌ زد، و آنها را به‌ الاغانی‌ تشبیه‌ کرد که‌ کتاب‌هایی‌ بر آن‌ بار شده‌، و خود حیوان‌ هیچ‌ آگاهی‌ از معارف‌ و حقایق‌ آن‌ کتاب‌ها ندارد، و درنتیجه‌ از حمل‌ آن‌ کتاب‌ها چیزی‌ بجز گرسنگی‌ برایش‌ نمی‌ماند...

مثل‌ مذکور را برای‌ یهودیان‌ آورد که‌ تورات‌ تحمیل‌شان‌ شد، ولی‌ آن‌ را حمل‌ نکردند، و چون‌ خرانی‌ شدند که‌ بار کتاب‌ بر دوش‌ دارند، و هیچ‌ بهره‌ای‌ از معارف‌ و حکمت‌های‌ آن‌ ندارند.

پس‌ مسلمانان‌ باید به‌ امر دین‌ اهتمام‌ بورزند و در حرکات‌ و سکنات‌ خود مراقب‌ خدا باشند، و رسول‌ او را بزرگ‌ بدانند، احترام‌ کنند، و آنچه‌ برایشان‌ آورده‌ ناچیز نگیرند، و بترسند از اینکه‌ خشم‌ خدا آنان‌ را بگیرد، همانطور که‌ یهود را گرفت‌، و آنان‌ را جاهلانی‌ ستمگر خواند، و به‌ خرانی‌ که‌ بار کتاب‌ بدوش‌ دارند تشبیه‌شان‌ کرد11

در آیات قرآن‌، کافران، ستمکار، فریب‌کار، مغرض‌، حسود، فاسق‌ و غیرقابل‌ هدایت‌ که‌ رستگار نمی‌شنوند، خوانده‌ شده‌اند:

۶-۲ ـ و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا الی رجسهم و ماتوا و هم کافرون:

اما آنان‌ که‌ در قلبهای‌شان‌ مرضی‌ است‌، جز انکاری‌ به‌ انکارشان‌ نیفزود و همچنان‌ کافر بمردند (توبه‌، ۱۲۵).

۷-۲ ـ و لقد انزلنا الیک ایات بینات و ما یکفر بها الا الفاسقون:

هر آینه‌ که‌ بر تو آیاتی‌ روشن‌ نازل‌ کردیم‌. و جز فاسقان‌ کسی‌ منکر آنها نخواهد شد (بقره‌، ۹۹).

جوادی آملی در تفسیر آیه می‌گوید: آیات قرآن؛ «همانند نور، ذاتاً واضح و روشن، و بی‌آنکه به دلیل دیگری نیازمند باشد شایسته‌ی ایمان و پیروی است و کسانی که اهل عناد و لجاج نیستند و از فطرت سالمی برخوردارند، از آن پیروی می‌کنند...

[آیات قرآن] به قدری روشن است که برای متفکر معتدل هیچ ابهامی در حقانیت آن وجود ندارد و جای هیچ عذری باقی نمی‌گذارد، زیرا با هرکس در هرسطحی باشد، به اندازه‌ی فهم او سخن گفته است، مانند این که گفته شود: آفتاب نشانه‌ی روز است و ممکن نیست کسی آن را ببیند و در روز بودن زمان طلوع شک کند.

البته فاسقانی که جز هوس چیزی نمی‌طلبند و بدین‌وسیله چشم دل‌شان کور شده، همانند خفاش توان دیدن آن را ندارند و به آن کفر می‌ورزند.

قرآن همانند نور، به ذات خود روشن است و نیازی به روشنگر بیرونی (جز کسانی که خودش به عنوان مبین و روشنگر خویش معرفی کرده) ندارد، بلکه خود تبیان کل شیء است و این حقیقتی است که هرکس سلامت فطری خویش از دست نداده باشد، با مراجعه‌ی به آیات قرآن، آن را باور می‌کند12

پیش‌فرض‌های نامدلل، به نتایج ناپذیرفتنی منتهی می‌شوند.

از این پیش‌فرض بلادلیل که حقیقت (قرآن) روشن است، نتیجه گرفته می‌شود که هرکس حقیقت چون آفتاب روشن را نپذیرد، مشکل و مرضی دارد. یعنی خفاش، فاسق، حسود و مخفی کننده حقیقت است.

اما، روشن نبودن حقیقت، یکی از پیش‌فرض‌های معرفت‌شناسی مدرن است.

آدمیان رفته رفته به حقیقت نزدیک می‌شوند و هیچ‌گاه نمی‌توانند مدعی شوند که معشوق حقیقت را در آغوش گرفته‌اند. معشوق حقیقت، گریز پاست.

اگر آیینی خود را حقیقت روشن تلقی کند، ناگزیر گمان خواهد کرد که مخالفانش یقین دارند که آن آیین، حقیقت محض است و درعین حال، حقیقت روشن را آگاهانه انکار می کنند.


پاورقی‌ها:

۱- طباطبایی، المیزان، ج ۱، صص ۶۳۶- ۶۳۵.

۲- آیت‌الله جوادی آملی، تسنیم، تفسیر قرآن کریم، ج ۸، مرکز نشر اسرا، ص ۵۷۶.

۳- پیشین، صص ۵۸۸- ۵۸۷.

۴- پیشین، ص ۵۹۶.

۵- پیشین، ص ۵۹۶.

۶- پیشین، ص ۵۹۹.

۷- طباطبایی، المیزان، ج ۸، ص ۴۳۹.

۸- طباطبایی، المیزان، ج ۱۵، ص ۳۱۰.

۹- طباطبایی، المیزان، ج ۱۸، ص ۳۵۰.

۱۰- آیت‌الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن کریم، قرآن در قرآن، جلد ۱، مرکز نشر اسراء، چاپ دوم، تابستان ۱۳۷۸، ص ۴۴۷.

۱۱- طباطبایی، المیزان، ج ۱۹، ص ۴۴۹.

۱۲- جوادی آملی، تنسیم، تفسیر قرآن کریم، جلد پنجم، صص ۶۲۱ - ۶۱۹.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 11:44 توسط جستجوگر |


دین در جامعه ایران –مانند هر جامعه دیگری- در ارکان مختلف اجتماعی حضور دارد . اما نخستین اولویت جامعه­شناسان دین در ایران به نظر من این نیست که "صورت­های دین" یا "صور دین­داری" را نشان دهند، بلکه می­بایست در وهله نخست "صورت­های دین­نداری" –نه بی­دینی- را معین کنند. یعنی صورتهایی که بی­دینی خودش را جای دین­داری جا می­زند.

به واسطه وقوع پدیده مدرنیته و تغییراتی در حوزه دانش و آگاهی، امروزه این دین که ما می­بینیم توضیح دهنده واقعیات موجود زندگی نیست. نه تنها که برخورد این دین با واقعیات اساسی زندگی ما واکنشی (نه کنشی) است، بلکه برای توجیه خود برخی از ملزومات واقعی زندگی را که ناگزیر از تایید یا تکذیب آن است رنگ و لعاب دینی می­زند.

مثلا پدیده اهدا اعضا از فرد مرگ مغزی امری خدا پسندانه و حتی ایثارگرانه تلقی شده و آیاتی از قرآن هم پیدا می­شود که آنرا تایید می­کنند. این در حالی است که مافیای پزشکی در ایران سالها تلاش کردند تا این قانون به تایید شورای نگه­بان –که آنرا خلاف با شرع می­دانست- برسد.

یا برعکس، در آغاز انقلاب "تنظیم خانواده" را دخالت در کار خدا تلقی کرده و آنرا توطئه دشمنان اسلام و تشیع می­دانستند تا بدین ترتیب تعداد شیعیان را تقلیل دهند. حتی آقای احمدی­نژاد در آغاز به کار خودش صحبت از ظرفیت 300 ملیون جمعیت در ایران می­کرد. اما چند سال بعد همین دولت دینی شعار فرزند کمتر زندگی بهتر را سر می­داد.

بنابراین اگر پرابلماتیک جامعه ایران را دین بدانیم، مهمترین مشخصه این جامعه را می­بایست "ریا" دانست. این ریاکاری نه تنها جنبه­های رسمی (به عنوان مثال جشن نیکوکاری، افزایش روز افزون سفر به حج و ... که پوشاننده شکاف طبقاتی و افزایش احساس گناه و تلاش برای شستشوی گناهان و ... است)، اجتماعی (انجمن­های حمایت از کودکان بی­سرپرست، کودکان کار و...که ناشی از ناتوانی افراد در ایجاد تغییری اساسی برای ریشه­کنی علل به وجود آورنده اینگونه نیازمندان است) و سیاسی (تساهل و تسامح و... که ناشی از پنهان کردن اختلافات اساسی و نبود اجماع و همبستگی واقعی ملی در مقابل قدرتهای خارجی که هر روز بیشتر و بیشتر قدرت می­گیرند است) دارد، بلکه جنبه­های فردی نیز یافته است.

یعنی عدم صداقت از سطح دولتی تا عدم صداقت با خویشتن گسترده شده است. این است که این روزها صداقت به همه بر می­خورد! این است که جامعه پر از گرگ شده است! از کودکی به ما یاد می­دهند که چگونه در حالی که لبخند به لب داریم از فرد روبرویی نفرت داشته باشیم!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم خرداد 1388 22:29 توسط جستجوگر |


 

تقدس چگونه پیدا می شود ؟ فکر کنم اين سوآلی است که نياز به مطالعات مردم‌شناسی و روان‌شناسی زياد داشته باشد.

ولی شکی نيست که برای اجتماعی کردن تقدس، يک جور نمايشِ خشم هميشه لازم است. هميشه پدرهايی با ابروهای گره کرده و دندان‌هايی که به هم می‌سايند بايد در مراسم تقديس يک چيز حضور داشته باشند تا بچه‌های زبان‌نفهم بفهمند که «به مقدسات احترام بگذارند». در صحبت از چيز مقدس، تقديس‌کننده بسيار می‌داند اما رازآلود سخن می‌گويد، صدايش را بالا می‌برد به تهديد و پايين می‌آورد و لحظه‌ای بعد با ملاطفت از در دوستی وارد می‌شود. تقديس‌کنندگان اغلب با صدای «هيس!» ديگران را ساکت می‌کنند، صدايی که از خزندگان الهام گرفته‌اند، شايد به نشانه‌ی اين که چيز تقديس‌شده می‌تواند بی‌صدا بخزد، و ناگهان بی‌هوا آدمی را نابود کند. پس بايد در سکوت با ترس به چيزهای مقدس خيره شد...

پيمان قاسم‌خانی در روستای خيالی برره  رسوم حيرت‌انگيزی را ابداع می‌کند که هيچ‌کس از علت و کارکردشان نمی‌پرسد، رسومی که آن‌قدر واضح و بديهی به شمار می‌آيند که توضيح‌شان به تازه‌واردان و غيربوميان هم لازم نيست اما در وقت «خدشه‌دار شدن»شان رگ‌های گردن همه متورم می‌شود. هر کس، شايد خوشنود از مجالی که برای نشان دادن تعصب و غيرت‌مندی خود می‌يابد، پيراهن را بيشتر از ديگری چاک می‌دهد و عربده‌ی غراتری سر می‌دهد.

به اين ترتيب بُت می‌سازند. اول می‌تراشند، بعد خود سجده می‌کنند، بعد با اخم و جدی گرفتن خود، تقدسِ بُت را به يک ترس موهوم همگانی تبديل می‌کنند و در مرحله‌ی آخر، خون است: خون هميشه خوش‌رنگ‌ترين راه اثبات تقدس است. خونی که از کينه به هتک‌کنندگان به جوش می‌آيد، خونی که بايد از هتک‌کنندگان ريخته‌شود، خونی که با آن آبياری می‌کنند، خونی که با آن می‌نويسند، خونِ قربانی... بُت‌ها هميشه خون بيشتری می‌خواهند.

اول به طرف می‌گويند شاه، بعد شاهنشاه می‌شود، بعد شاهنشاه آريامهر، بعد بزرگ ارتشتاران شاهنشاه همايونی آريامهر... اول آقای خامنه‌ای است، بعد آيت‌الله خامنه‌ای، بعد امام خامنه‌ای. اول مقام رهبری است، بعد مقام معظم رهبری، بعد مقام عظمای ولايت. و در هر مرحله ارتقاء، هر بت‌پرستی از ديگری پيشی می‌گيرد تا قربانی قابل‌تری، چاپلوسیِ چاق‌تری، عبادتِ پررياتری تقديمِ بُت کند... و وای از آن روز که بُت را بشکنند:


سوداييانِ عــالمِ پـــنـــدار را بگــــو
سرمايه کم کنيد، که سود و زيان يکی است!

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388 23:47 توسط جستجوگر |


 

 

 
اخیرا تعدادی از موسسات فرهنگی با چاپ مطالبی در مورد علائم ظهور امام زمان این چنین نقل قول کرده اند که چندی قبل ايت الله بهجت درحين وضو گرفتن بيهوش مي شوند که پس از بهوش آمدن علت را جويا مي شوند که در جواب مي فرمايند در همين لحظه قاتل امام زمان در اصفهان متولد شده است.
آگاهان گسترش خرافات و استفاده از اعتقادات مذهبی را حاصل استفاده های سياسی از باورهای عمومی می دانند که هم به باورهای اعتقادی مردم لطمه زده و هم راهی در برابر شیادان باز کرده است
به اين چند خرافه كه در مطبوعات داخل کشور در این چند سال انتشار يافته نگاهی بياندازيد
 

گوش كردن موسيقی

 

 

دختر جوانی در هلند در زمان تلاوت قرآن توسط مادرش با صدای بلند به موسيقی گوش می‌كرد. هنگامی كه با اعتراض مادرش مبنی بر كم كردن صدای موسيقی مواجه می‌شود به او و كتاب قرآن اهانت می‌كند. اين دختر هنگامی كه می‌بيند با وجود مخالفت او باز مادرش به خواندن قرآن با صدای بلند ادامه می‌دهد، قرآن را به زور از دست مادرش می‌گيرد و آنرا پاره می‌كند كه در همان حال دختر جوان آتش گرفته و می‌سوزد. مادر دختر برای خاموش كردن دخترش بر روی او پتو می‌اندازد و بعد از اينكه پتو را از روی او بر می‌دارد می‌بيند كه دختر او تغيير چهره داده و به صورت عكسی كه می‌بينيد در آمده است

مدتی بعد مشخص می‌شود كه اين خبر از اساس ساختگی بوده است. عكس مربوط به مجسمه‌ای ساخته  پاتريشيا پيچی ‌نينی است كه از سيليكون و كائوچو ساخته شده و طرحی در مورد مهندسی ژنتيك مربوط به تكامل حيوانات است و هيچ ارتباطی با موضوعات مذهبی ندارد
آن كه دسترسی به چنين خبری داشته و قطعا با اروپا و مطبوعات آن درتماس بوده و دسترسی داشته، نمی دانسته اصل ماجرا چيست؟ می‌دانسته، اما ماموريت برای داخل كشور اجرا می‌كرده است
 
 

ورود سگ به حرم امام رضا

 
 
 

قضيه ورود سگی گريان(!) به حرم امام رضا در مشهد كه عكس‌العمل‌های بسياری برانگيخت از آن موضوعات جالب توجه است. بعد از خبر ورود سگی به حرم و عارض شدن در آنجا فيلم و خبر و كپی گزارش آن دست به دست می‌گشت و به فروش می‌رسيد و مطبوعات نيز با كشيدن‌هاله‌ای از تقدس دور اين موضوع امكان هر گونه تشكيك يا نقد موضوع را از همه گرفتند. سايت اينترنتی انتخاب نيز با آب و تاب و قطعاتی از فيلم ويديويی سگ مذكور به اين قضيه بيشتر دامن می‌زد. سرانجام روزنامه جمهوری اسلامی بعد از چند روز واكنش نشان داد و نوشت :

توطئه وارد ساختن يك سگ به حرم مقدس رضا و مطرح كردن خبر آن در پايگاه‌های اطلاع‌رسانی كه طی دو هفته اخير شايعات زيادی را بر سر زبان‌ها به جريان انداخت، با كشف يك باند سودجو و دستگيری عوامل اين باند، خنثی شد

اعضای اين باند، يك شياد و دو نفر از خادمان حرم بودند كه با همدستی همديگر توانستند يك سگ را از قسمت مربوط به بانوان وارد حرم نمايند و تا نزديكی ضريح مطهر ببرند و با فيلم ‌برداری و انتشار خبر آن و تهيه سی دی اقدام به سودجويی نمايند

چاه عريضه و شيشه مقدس مسجد جمكران

 

دو سال پيش در محراب مسجد جمكران شيشه‌ای نصب شد و چند لامپ سبز رنگ نيز به آن آويزان شد. كم‌كم اين قسمت از مسجد به شكل يك جاذبه‌ی سياحتی- زيارتي(!) درآمد و به تدريج برای آن داستان‌ها و افسانه‌های شاخداری هم ساختند. زوار در پشت شيشه صف كشيده و آن محل را زيارت می‌كردند. تا جايی كه آيت‌الله مكارم شيرازی در اعتراض به اين عمل گفت: «اخيراْ در محراب مسجد جمكران يك تشكيلات شيشه‌اى سبزرنگ و چراغ درست كرده‌اند كه كم‌كم به صورت امامزاده‌اى درآمده است. مردم براى بوسيدن اين شيشه صف می‌كشند، كسانی هم هنگام دور شدن عقب عقب می‌روند مثل كارى كه در حرم امامان و امامزاده‌ها می‌كنند. بعضی‌ها هم فاتحه می‌خوانند، عده‌اى تعظيم می‌كنند، بعضی از عوام هم می‌گويند اينجا قبر حضرت وليعصر(عج) است. حتما چند سال ديگر هم فردى پيدا می‌شود و كتابی می‌نويسد كه 70 نفر از اوتاد در اينجا دفن شده‌اند. هركس مرتكب اين كار شده اشتباه كرده است، اين ضربه‌اى به مسجد جمكران است
پس از اين اعتراض، بلافاصله اين تشكيلات معجزه‌آسا و امامزاده‌ی جديدالاحداث از محل محراب جمع‌آوری شد و البته آب از آب هم تكان نخورد! اما ذهن خرافه‌ساز مؤمنين قلابی و دكانداران دين هم بيكار نماند و محلی را به نام «چاه عريضه» اختراع كردند و اظهار داشتند كه مردم می‌توانند از طريق انداختن عريضه و دعاهای خود در اين چاه از امام زمان بخواهند كه زودتر ظهور نمايد. و البته اين مدت نيز نه تنها عوام كه خواص بسياری هم به اين چاه پناه آورده‌اند و عريضه و دستورالعمل و بخش‌نامه و پيشنهاد انتصابات خود را داخل آن چاه می‌ريزند

 

گوسفند مقدس شيبان

 

در ماه محرم سال گذشته در شهر كوچك شيبان نزديك اهواز گوسفندی پيدا می‌شود كه می‌گويند روی شاخ سمت چپ او شمشير امام علی نقش بسته است. بلافاصله اين موضوع دهان به دهان گشته و به يك افسانه‌ی مذهبی در منطقه مبدل شده و كم‌كم به رسانه‌های سراسری نيز كشيده می‌شود. مردم دسته دسته برای تماشای گوسفند مقدس به سمت شيبان هجوم می‌برند و به تدريج شايعات عجيب و قوی‌تری در مورد اين گوسفند زبان بسته و از همه‌جا بی‌خبر پديد آمد مثلاً اين كه هيچ چاقوی گلويی او را نمی‌برد و با بعضی از خواص به طور خصوصی صحبت می‌كند و احتمالاً پشكل و ادرارش هم شفاست
از اين قضيه مدت‌ها گذشت و ظاهراً تقدس گوسفند هم كمرنگ‌تر شد. برخی آن را شايعه‌‌ای ساخته‌ی صاحب گوسفند می‌دانند كه به هر صورت درآمد خوبی از طريق نذورات مردم خرافی به پای اين «گوساله‌ی سامری» به جيب زد
 
 
 

ديگ سمنوی مقدس در قم

 

سال گذشته نيز خبر می‌دهند در ديگی كه در روستای ونارج نزديك قم در آن سمنو می‌پخته‌اند جای پايی ظاهر شده كه احتمالاً جای پای يكی از ائمه است! اين خبر نيز مانند هر خبر خرافه‌آميز ديگر به سرعت منتشر شده و دسته دسته مردم عقل باخته برای تماشای ديگ سمنوی مقدس به روستای ونارج قم می‌روند و حتی هيأت‌های مذهبی در كنار آن به اجرای مراسم پرداختند و مبلغ هنگفتی برای ساخت جايگاهی ويژه برای آن جمع آوری می‌شود

 

 

 

زن ببر نمای قم

 

دو سال پيش يك عكس تبليغاتی از چهره‌ی زنی با صورت ببر كه توسط فتوشاپ ساخته شده، متعلق به يك موسسه تبليغاتی در كرمانشاه در يكی از مطبوعات محلی چاپ می‌شود. بعد از مدتی اين عكس در قم كپی و تكثير شده و شايعه‌ای پديد می‌آيد كه زنی به مقدسات اهانت نموده و به اين صورت درآمده و او را دستگير كرده‌اند. قدرت تهييج و تحريك اين شايعه چنان است كه به زودی مردم به سمت پاسگاه شيخ‌آباد در منطقه نيروگاه قم هجوم می‌برند و از عوامل انتظامی می‌خواهند تا زنی كه ادعا می‌شود به خاطر پاره كردن قرآن كريم و ريختن آن در زباله‌دانی و تبديل شدنش به صورت ببری كه نيمی از صورتش به شكل انسان است و مانند ببرها دم و سبيل دارد، را به آنها نشان دهند! شايعه می‌شود كه قرار است زن ببرنما را روز جمعه اعدام كنند. با فرا رسيدن بعداز ظهر روز جمعه و نزديك شدن به ساعات اعدام زن ببرنما مردم اين منطقه گروه گروه در ميدان نبوت تجمع می‌كنند و از آنجايی كه يك جرثقيل هم بر حسب تصادف در همان محل پارك بوده مردم گمان می‌كنند كه احتمالاً با همين جرثقيل می‌خواهند زن را اعدام كنند و در واقع وجود اين جرثقيل هم بر اطمينان بيشتر مردم نسبت به اين مسأله می‌افزايد وشايعه را باورپذيرتر می‌كند. اين قضيه به تدريج به صورت يك شورش همگانی درمی‌آيد و با شكستن شيشه بانك‌ها منطقه به آشوب كشيده می‌شود و تعداد زيادی نيز دستگير می‌شوند
 
 
 

دستخط امام زمان

 

مدتی پيش تصوير اسكن شده‌ای از نامه‌ای منسوب به امام زمان( توجه كنيد! به خط فارسی و نه عربی) در تهران و مسجد جمكران توزيع شد و در نشريه‌ی خورشيد نيز به چاپ رسيد و به تعداد زياد در محافل مذهبی تكثير و در سايت‌های اينترنتی نيز منتشرشد كه در آن اشاره شده اين دستخط امام زمان است و خادم مسجد آن را پيدا كرده است. خادم مسجد نوشته :
در تاريخ 12 محرم 1404 هجری قمری صندوق موقوفه مسجد را كه نذورات و كمك‌های مردمی در آن جمع و صرف اطعام به نام حضرت اباالفضل عليه السلام و عاشورا و مناسبت‌های ديگر دينی می‌شود، باز كردم و مشاهده نمودم به همراه پول‌های درون صندوق نامه‌ای در آن انداخته شده كه روی آن دو عدد شكلات تقريبا بزرگ قرار دارد در حالی كه همه می‌دانيم اين شكلات‌ها هر قدر كوچك باشند ممكن نيست از روزنه باريك صندوق به درون آن وارد شده باشند».
اين كه چرا امام زمان ناگزير شده‌اند وجود خود را با انداختن دو شكلات در صندوق مسجدی اثبات كنند مشخص نيست. اما مشخص‌تر اين است كه به مصداق هر چه دروغ بزرگ‌تر باورش آسان‌تر: «هر چه دروغ عوامانه ‌تر، عوام‌پذيرتر خواهد بود
 
 
 
 

نمونه‌ها

به پشت اتومبيل‌ها، روی شيشه تاكسی‌ها، كنار نمره عقب برخی اتومبيل‌های شخصی و دولتی نگاه كنيد. از اين نوع تابلوها كم نمی بينيد، كه همگی به نوعی ترويج خرافات اند. حتی به بخش آگهی مطبوعات هم اگر مراجعه كنيد، كم با چنين مضمونی كه اين براحتی می‌توانيد روی شيشه تاكسی‌های شهرهای مختلف ببينيد روبرو نمی شويد

 

دعانويسی، گشايش كار، بخت‌گشايی، باطل السحر

   

 
   

و یک نمونه دیگر

 

 

تا ابله در جهان است مفلس در نمی ماند

 

چندان عجیب نیست اگر با دعا و رمل و استرلاب و پرداخت سهم آقایان از سد کنکور گذشت

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 23:18 توسط جستجوگر |


 آنهایی كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم نيستند !

 حضور عمده آدم‌ها مبتني بر فيزيك است. تنها با لمس ابعاد جسماني آنهاست كه قابل فهم مي‌شوند بنابراين اينان تنها هويت جسمي دارند. 

  آناني كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند هم نيستند!

 مردگاني متحرك در جهان، خود فروختگاني كه هويتشان را به ازاي چيزي فاني واگذاشته‌اند. بي‌شخصيت‌اند و بي‌اعتبار، هرگز به چشم نمي‌آيند، مرده و زنده‌شان يكي است

 

 آنهايي كه وقتي هستند، هستند وقتي كه نيستند هم هستند

آدم‌هاي معتبر و باشخصيت، كساني كه در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثير خود را مي‌گذارند كساني كه همواره در خاطر ما مي‌مانند، دوستشان داريم و برايشان ارزش قائليم

 

آنهایی كه وقتي هستند، نيستند وقتي كه نيستند، هستند

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها! در زمان بودنشان چنان قدرتمند و باشكوهند كه ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم اما وقتي كه از پيش ما مي‌روند نرم‌نرم و آهسته آهسته درك مي‌كنيم . باز مي‌شناسيم، مي‌فهميم كه آنان چه بودند. چه مي‌گفتند و چه مي‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان اما وقتي در برابرشان قرار مي‌گيريم، گويي قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سكوت مي‌كنيم و غرق در حضور آنان مست مي‌شويم و درست در زماني كه مي‌روند يادمان مي‌آيد كه چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اينها در زندگي هر كدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد

+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 21:59 توسط جستجوگر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

تیر 1388

خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386



پیوندها

فهرست عناوین پست های وبلاگ
-
-
ضد سانسور جدید
وبلاگ ضد سانسور
وبلاگ ضد سانسور
ضد سانسور1
-
-
-
-
-
-
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
مجموعه ضد سانسور
--
-
عکسهای تاریخی1
عکسهای تاریخی2
مجله تاریخی دوران
تاریخ ایران معاصر
تاریخ ایران
تاریخ ایران باستان
تاریخ دویست ساله ایران
خاندان پهلوی
-
-
-
-
پیام آزادگان
شناختی از ادیان
بیداری
سایت رضا فاضلی
دانلود صوتی رضا فاضلی
پخش سخنان رضا فاضلی
ایرانیان
آخوند کثیف
سرزمین جاویدان
رفلکس
ک..شعر
ترجمه فارسی قرآن
آخرین نفس های اسلام
کاوه سرا
اندیشه زمانه
رضا فاضلی دات نت
رضا فاضلی دات اورگ
محسن سازگارا
-
-
-
چرا؟؟؟؟؟؟؟
ندای درون
پنجره ای رو به خانه پدری
هرچی شد
پویان نامه
بدحجاب
خرد
فریاد منهای سانسور
تورجان
طنز جدی سیاسی
ایران ب ب
اشعر طنز و جدی سیاسی
عصیان اندیشه
ما هستیم
مقولاتی به مضمون اندیشه
-
-
-
-
-
کتابخانه زندیق
کتابخانه ضد خرافه گرایی
کتابخانه ادبستان کاوه آهنگر
کتابخانه درفش کاویانی
کتابخانه ادبستان کاوه
کتابهای ممنوعه
کتابهای ممنوعه 2
کتابخانه گرداب
کتابخانه ستاره قرمز
کتابخانه امید ایران
کتابخانه قفسه
کتابخانه پارس تیچ
کتابخانه فارسی
کتابخانه آریا
کتابخانه اینترنتی
کتابخانه اکنکار
کتابخانه در جهان
کتابخانه دانلودستان
کتابخانه پایگاه دانلود
کتابخانه نیما
کتابخانه آخوندی
نسکخانه روشنگری
-
-
-
-
-
دانلود مجله
دانلود مجله روزگار نو
دانلود لغت نامه
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه لینکهای سیاسی
مقالات سیاسی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
سایت خبری و تحلیلی ایران پرس نیوز
سایت خبری و تحلیلی روز نت
سایت خبری و تحلیلی پیک نت
سایت خبری و تحلیلی امروز
سایت خبری و تحلیلی گویا
سایت خبری و تحلیلی بی بی سی
سایت خبری و تحلیلی عصر ایران
سایت خبری و تحلیلی بازتاب
سایت خبری و تحلیلی تابناک
سایت خبری و تحلیلی البرز
سایت خبری و تحلیلی فردا
سایت خبری و تحلیلی الف
سایت خبری و تحلیلی فرارو
-
-
-
سایت خبری ایسنا
سایت خبری آفتاب
سایت خبری جهان
سایت خبری مهر
سایت خبری شریف
-
-
-
-
روزنامه اعتماد ملی
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
اخبار مردم تی وی
-
-
-
-
گفتمان اصلاحات
دستان سرد
سیاه مشق
باشگاه اندیشه
نقطه چین
نگاه بی حجاب
پيچك
علف هرز
خبرنگاران صلح
راز نو
negarkha
نگاه نو
شیاف
فهم
دغدغه های یک شیاف
با اجازه
-
زیتون
روزنگار خانم شین
دختر بودن
الیزه
روایت اروتیک
تجاوز شرعی
دل نوشته های یک بیوه
یادداشت های یک دختر ترشیده
opium
دخترک اورجینال
زنانه ترین اعترافات حوا
من و شما
تا رفع حجاب اسلامي
آموزش خانواده
ازدواج موقت
ناگفته های پدران و مادران
پزشک
شفا
-
اخبار ماهواره2
اخبار ماهواره
فرکانس کانالهای فارسی ماهواره
کدهای ماهواره
شرحی بر تلوزیونهای فارسی زبان ماهواره
تلویزیون صدای آمریکا
درباره تلویزیون شما- فولاد وند
درباره تلویزیون رنگارنگ
درباره تلویزیونهای لس آنجلسی
مجله ماهواره
-
رادیو زمانه
رادیو گلها
رادیو مردم
وبلاگ راديو زمانه
بخش فارسي راديو فرانسه
-
-
-
فلسفه یعنی رنج
و خدا جهان را نیافرید
همه ما آدمها یک نفر بیشتر نیستیم
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
سایت ایران سونگ
سایت موسیقی ایران من
سایت موسیقی آوازها
گفتگوی هارمونیک
لینکستان شعر و ادب
سایت ایران ترانه
بزرگترین آرشیو موسیقی
دانلود آلبومهای ترکی
-
-
دانلود آهنگهای ترکیه
دانلود موزیک سریالهای قدیمی
فیلمهای قدیمی
فیلمهای قدیمی در بلاگفا
dvb
takdvb
ایران تراک
سی رنگ
ضیافت
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
مجموعه لینک تازه ها
بهترینها
-
سنجش سرعت اینترنت
سنجش سرعت اینترنت شما
اطلاعات مفید رایانه 1
اطلاعات مفید رایانه 2
فارسی نگار فینگلیش
طراحان قالب
قالب های نایت اسکین
گالري قالب
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
-
p30download
مرکز دانلود
مرجع دانلود
-
-
-
-
-
-
عکسها و مطالب جالب قبل از انقلاب
ستاره های ترکیه
-
-
-
جوک خونه
روشول
کلیپ 1
کلیپ 2
عکس و مطالب تفریحی
عكس و فيل تر شكن
پشت زمینه های باکیفیت
گالری عکس
مجموعه عکس 1
مجموعه عکس 2
گرافیک
مجموعه عکس
-
-
سایت دانلود فلاش زنده رود
فلش تست روانشناسی
فلش قلم خونی
فلش عشق اینترنتی
فلش عاشق بی قایق
فلش اردک
فلش زیر حسرت شقایق
فلش خدانگهدار
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin